چهارشنبه 16 فروردین 1391 06:34 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
مدیریت بحران
چیست؟
برخلاف مدیریت
موقعیتهای اضطراری و مخاطره آمیز که تنها با سوانح طبیعی سروکار دارند، مدیریت
بحران کلاً با بحرانهایی که به دست انسان پدید آمده اند یا انسان مسبب رویدادن آنها
بوده است سروکار دارد مانند: دزدی رایانه ای، آلودگی محیط زیست، مدیرربایی،
کلاهبرداری، دست بردن در فراورده ها، و خشونت در محیط کار. برخلاف سوانح طبیعی،
بحرانهایی که به دست انسان پدید می آیند اجتناب پذیرند و اصولاً نباید اتفاق
بیفتند. به همین دلیل، مردم سازمانهایی را که مسئول بروز انواع بحران ها هستند
موردانتقاد شدید قرار می دهند.
اصولاً چرا بحران به
وقوع می پیوندد و برای مدیریت بهتر آن، پیش از روی دادن یا حین روی دادن و پس از
روی دادن بحران چه اقداماتی باید کرد، یکی از بهترین و کارآمدترین چارچوبها برای
بحران برنامه ریزی و تدوین برنامه عملیات اضطراری است. با این همه، متاسفانه حتی
بهترین چارچوبها و بیشترین آمادگیها هم، نمی تواند از بروز بحران پیشگیری کند. این
موضوع حتی درمورد بحرانهایی که از وقوع آنها اطمینان داریم نیز مصداق دارد. اما با
درک "اصول اساسی" مدیریت بحران می توانیم از اثرات بد آن بکاهیم. ضمن اینکه حتی نمی
توان بحرانها را پیش بینی کرد - پیشگیری آنها به کنار - درصورتی که آنچه امکان پذیر
است، درک کنیم، خیلی بهتر می توانیم آنها را مهار کنیم.
تفاوت دنیای امروز در
چیست؟
جـامعه اطلاعاتی /
صنعتی مدرن چه ویژگی ای دارد که آن را مستعد بحران می کند؟ و به چه دلیل،
بحرانهایی که حاصل خطای بشر است، بـــویژه در بیست سال گذشته فزونی یافته
اند؟
بیشتر سازمانها و
نهادهای امروزی چنان ساخته شده اند که بتوانند از بروز بحرانها پیشگیری کنند یا
وقتی روی دادند آنها را به طرزی موثر مهار کنند. برای مدیریت بحران نه سازوکاری
وجود دارد و نه مهارتهای اساسی. مهمتر از همه، مدیران و رؤسای کل سازمانها و نهادها
هنوز "مهارتها و طرزفکرهای نوین مدیریت" را که برای از میان برداشتن بحران ضروری
هستند، درک نمی کنند.
مسئله این است که این
مهارتهای نوین دشوار نیستند و می توان به سادگی و مستقیماً آنها را به افراد آموخت.
ضمناً اینها همان مهارتهایی هستند که برای موفقیت در اقتصاد نوین جهانی ضروری
هستند. مدیریت بحران گسترده تر از اداره بحران به تنهایی است. زیرا درمورد مهارتهای
نوین مدیریت و نوع سازمانهای جدیدی که در قرن بیست و یکم بـــه آنها نیاز خواهیم
داشت که به دست انسان درحین و پس از بروز بحرانهای بزرگ بکار برده می شوند، نشان می
دهد چرا وظیفه مدیریت بحران به صورتی موثر، تنها پاسخگویی و نشان دادن واکنش نسبت
به یک بحران بزرگ، پس از وقوع آن نیست.
بیشتر دانشجویان و دست
اندرکاران جدی مدیریت بحران معترف هستند که بهترین شکل مدیریت بحران آن است که پیش
از وقوع یک بحران بزرگ، برای رویارویی با آن، آمادگی داشته باشیم. به همین دلیل،
آنها یی که در رشته مدیریت بحران کار یا تحقیق می کنند، می دانند که تنها برنامه
ریزی نیست که برای آمادگی در برابر یک بحران، دارای اهمیت به سزاست. بلکه قابلیتهای
خود سازمان در مدیریت بحران است که دارای اهمیت فراوان است.
سازوکارهای گوناگون
مدیریت بحران برای پیش بینی، حس کردن، واکنش نشان دادن، مهارکردن، آموختن و طرح
ریزی مجدد و روشهای سازمانی، به منظور اداره بحرانهای بزرگ ساخته شده اند. همان طور
که درمورد مدیریت کنترل کیفیت و حفظ محیط زیست نیز می توان گفت، اگر مدیریت بحران
به شکلی سازمان یافته به کار برده نشود. به درستی انجام نشده است. همه بحرانها،
خیلی پیش از روی دادن یک سلسله نشانه های هشداردهنده بروز می دهند. اگر پیش از بروز
بحران این نشانه ها را تشخیص بـــدهیم و روی آنها اقدام کنیم، می توانیم پیش از
وقوع بحران از بروز آن جلوگیری کنیم. این خود بهترین شکل مدیریت بحران شمرده می
شود.
نکته مهم این است که
سازوکارهای شناخت بحران، خیلی پیش از بروز بحران باید در جای خود قرار داشته و قابل
استفاده باشند. درغیر این صورت، در بحبوحه بحران، وظیفه خود را انجام نمی دهند. از
اینها گذشته، بدون وجود سازوکارهای شناخت نشانه ها، نه تنها احتمال بروز بحران در
سازمان افزایش می یابد، بلکه از امکان کنترل آن نیز کاسته می شود. از آنجایی
که،بحرانها قادرند به سرعت گسترش بیابند، شناخت اولیه نشانه ها دارای اهمیت حیاتی
است. فزون بر این، انسان می بایست یک سلسله سازوکارهای موثر شناخت بحران در اختیار
داشته باشد. زیرا وسیله شناخت یک نوع بحران، لزوماً برای شناخت انواع دیگر بحرانها
مناسب نمی باشد.
حتی با بهترین برنامه
ها و سازوکارهای تشخیص نشانه ها نمی توان از بروز بحران اجتناب کرد. به همین دلیل
یکی از مهمترین جنبه های مدیریت بحران، مهار کردن میزان خسارت هــاست. همانگونه که
از اسمش برمی آید، هدف از مهارکردن میزان خسارتها این است که از گسترش اثرات
ناخوانده بحران جلوگیری شود و بدین ترتیب، از تاثیرگذاری بحران به بخشهای آسیب
ندیده سازمان پیشگیری گردد. برای مثال، سازوکارهای مهارکردن میزان خسارت در صنعت
نفت، عمومیت دارند. اما با توجه به گستره و طبیعت نشت نفت، سازوکارها، تاثیر کافی
ندارند.
همان طور که در مورد
تشخیص نشانه ها گفتیم، سازوکارهای مهارکردن یک نوع بحران، لزوماً برای مهارکردن
خسارت دیگر بحرانها مناسب و موثر نیستند. بدین سان برنامه منظم و سازمان یافته
بحران، کوشش می کند، تا آنجا که ممکن است، اطمینان حاصل کند که انواع گوناگون
سازوکارها، برای مهارکردن میزان خسارتها، درجای خود قرار دارند و همیشه مورداستفاده
قرار می گیرند.
سازوکـــــارهای بسیار
مهم زیر آشکار می سازند که چرا بیشتر برنامه های مدیریت بحران، موثر واقع نمی شوند.
این سازوکارها شامل پند آموختن از بحران پس از وقوع آن و طرح ریزی مجدد سیستمها به
منظور بالابردن سطح کارآیی مدیریت بحران در آینده است. با کمال تاسف، سازمانهای
انگشت شماری بحران را پس از وقوع مورد موشکافی قــرار می دهند. سازمانهایی هم هستند
که یا موشکافی بحران را به درستی انجام نمی دهند و یا اینکه یافته های خود را به
کار نمی بندند. هدف از جلسات موشکافی بحران پس از وقوع این نیست که تقصیر یا گناه
را به گردن کسی بیندازند، بلکه منظور بررسی درسهایی است که باید آموخت تا کارکرد
مدیریت بحران در آینده بهبود یابد.
با کمال تاسف هنوز
تنها درصد اندکی از سازمانها طبیعت منظم مدیریت بحران را درک می کنند. به همین
دلیل، شمار اندکی از سازمانها لزوم ایجاد برنامه گسترده مدیریت بحران را حس می
کنند.
تعداد کمی از سازمانها
به لزوم آماده ساختن خود برای رویارویی با گستره وسیعی از بحرانها، پی برده اند. به
سخن دیگر، شمار اندکی از آنها به لزوم تهیه و نگهداری پورت فولیوی گسترده ای از
بحرانها پی برده اند. به همین ترتیب، برای مقابله با سلسله گسترده ای از بحرانها،
سازوکارهای لازم برای شناسایی علائم بحران را به وجود نیاورده اند. ازطرفی، تنها
بخش کوچکی از سازمانها به لزوم بررسی موشکافانه و مستمر فرهنگ سازمان خود پی برده
اندکه معلوم کنند آیا فرهنگ سازمان از برنامه مدیریت بحران پشتیبانی می کند یا بر
ضد آن کار می کند. فزون بر این، تنها تعداد اندکی از سازمانها، به طور منظم و مرتب
ذینفعان خود را مـــورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. به همین دلیل، به نظر می رسد
که رشته مدیریت بحران نیازمند پیشرفتهای بیشتری است.
بخش عظیمی از سازمانها
اگر هم برنامه مدیریت بحران داشته باشند، برنامه ای از هم گسسته و تکه تکه است.
تنها زمینه ای که بیشترین پیشرفتها را داشته است. خلاصی یافتن از فاجعه است. نظر به
این که خلاصی از فاجعه کلاً شامل فاجعه های فیزیکـــــی و طبیعی می گردد. این از
لحاظ روحی و روانی کمتر سازمان را تهدید می کند. ضمناً از نقطه نظر مالی هم،
کمتریـــــن فشار را روی سازمان می آورد. به طورکلی باید گفت که بخش عظیمی از
سازمانها نمی توانند جز بــرای فوری ترین و قابل رؤیت ترین بحرانها وبحرانهایی که
مکـــــرراً روی می دهند، برنامه ریزی کنند.
در غالب اوقات مدیران
شرکتها خیلی دیر به فکر مقـابله با بحرانها و مشورت با دیگران می افتند. اینگونه
مدیران پس از آنکه بحران موجود خساراتی به آنها وارد آورد و مطبوعات و وسایل ارتباط
جمعی همگی در پشت دربهای بسته آنان به انتظار اخبار و اطلاعات نشستند و درست هنگامی
که امر ایجاد ارتباطات شدیداً برای آنها محدود شد تازه به فکر حل مشکل و پیداکردن
راه چاره می افتند.
راه حل تمام این
مشکلات ایجاد آمادگی قبلی است. اما تجربیات نشان داده است که باید مسائل دیگری را
هم درنظر گرفت مثلاً اینکه چرا افـراد در اینگونه موارد دچار سردرگمی می شوند؟ چرا
هنگام روبرو شدن با یک بحران مرتکب ساده ترین و درعین حال اساسی ترین اشتباهات می
گردند؟ چرا هنگام بروز مشکلات چیـــزی می گویند یا عملی انجام می دهند که درست نقطه
مقابل منافع خود یا شرکتشان است؟ پس از طرح پرسشهای بالا می توان پرسید که: چگونه
می توان از دستپاچگی افراد جلوگیری کرد؟ چگــــــونه می توان از عکس العملهای
غیرمنطقی پرهیز نمود؟ چگونه می توان جلوی سیل عظیم خبرنگارانی که به دنبال
واقعیتهای کشف نشده موردنظر خود هستند را گرفت و تحت کنترل آورد؟ چگونه می توان
تاثیر بحران را در مشتریان و سهامداران به حداقل ممکن رسانید؟ و چگونه می توان
اعتبار خود را همچنان حفظ کرد؟
از همه مهمتر اینکه
وقتی بحرانی به وقوع می پیوندد، چه اتفاقاتی پدید می آید؟ اشخاص چه وضعیتی خواهند
داشت؟ شرکتهای وابسته چطوربه حیات خود ادامه خواهند داد؟ و نهایتاً اینکه افکار
عمومی چگونه خواهدبود؟
پرواضح است بحرانی که
در سطح یک حکومت محلی بوقوع می پیوندد با مشکل هواپیماربایی تفاوت دارد. نحوه
مراقبت از قرصهای سمّی که در قفسه های یک فروشگاه قرار دارند با طریقه اطفاء حریق
در یک هتل متفاوت است یا عکس العملی که در مقابله با تلاش دیگران جهت خرید قسمت
اعظم سهام شرکتها انجام می گیرد با عکس العمل مدیر بانکی که دچار کمبود نقدینگی شده
تفاوت دارد. ولی به هرحال می توان عوامل ثابتی را در این بحرانها تعیین نمود. اینها
عواملی هستند که در وضعیتهای پرمخاطره، شرایط ناگهانی، نامساعد و مبتنی بر احساسات
- که بحران نام دارند - مشاهده می شوند.
بنابر مطالعات می توان
ادعا کرد که تاکنون مطالب زیادی درمورد جنبه ارتباطی بحرانها به رشته تحریر
درنیامده است و اگر هم مطلبی وجود داشته، نقش مطبوعات و اخبار در آنها، آنگونه که
باید، تشریح نشده است. به علاوه توجه بسیار کمی به تاثیر شایعات در وضعیت بحرانی
معطوف گردیده است. در این زمینه مراکز تحقیقاتی اروپا غالباً مطالب قابل توجهی
ارائه نکرده اند. ولی در آمریکا تعدادی از شرکتها برنامه هایی درمورد ارتباطات
بحران برای خود تهیه کرده اند کـــه برخی از این برنامه ها پس از بروز مسایل و
مشکلات در آن شرکتها تصحیح شده اند. بنابراین می توان گفت که مبنای این برنامه ها
تجربیات زندگی واقعی می باشد. دسته دیگری از ایـن برنامه ها وقایع آتی را پیش بینی
می کنند. ارزش اینگونه برنامه ها هنگام مواجهه با بحرانهای طبیعی و مشکلات مربوط به
فروش محصولات انبوه برای همگان روشن شده است.
اکثر مدیران با رضایت
کامل حاضرند آنچه را که به بهایی گران به دست آورده اند برای دیگران هم بازگو کنند.
این موضوع باعث خوشحالی است. این مدیران عقیده دارند که آمادگی قبلی، سازمان را
قادر می سازد تا از بروز خطرناکترین اشتباهات متداول و قضاوت نادرست هنگام رخداد یک
بحران جلوگیری کند.
این مدیران همچنین کشف
کرده اند که محاسبات از پیش انجام شده می تواند از هدررفتن منابع پولی و مالی
جلوگیری نماید. اگر مشکلات و مسائل احتمالی پیش بینی نشوند. هزینه های بازسازی و
ترمیم صدمات ناشی از بحران بسیار بالا خواهد رفت. به علاوه نمی توان ادعا نمود که
تمــــامی ریسکها را می توان ازطریق بیمه مرتفع نمود. به عنوان مثال چگونه می توان
خسارت ناشی از خراب شدن اعتبار شرکت نزد افکار عمومی را ارزیابی و جبران
نمود؟
مهمترین نتیجه ای که
از این بحث می توان گرفت ایــــــن است که تفکر و تأمل در برنامه ریزی برای آینده،
متضمن کشف بهترین روش برخورد با وقایع پرمخاطره هنگام بروز آنها می باشد. دردسترس
بودن برنامه موقعیتهای بحرانی هنگام نیاز از یک سو باعث تقویت بنیه و اساس شرکت می
شود واز سوی دیگر میزان خسارات مالی، تشنجها و ورشکستگی ها را کاهش می
دهد
ادامه مطلب
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 06:37 ب.ظ
چهارشنبه 23 فروردین 1391 03:23 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
افتتاح پایانه رسمی سیرانبندبانه در اواخر اردیبهشت قطعی شد.
فرماندار بانه اظهار داشت علیرغم مکاتبات و پیگیری های متعدد و گذشت بیش از یک سال از مصوبه هیأت دولت در سفر به استان کردستان در خصوص رسمی شدن مرز سیرانبند بانه تاکنون اقدام موثری در رابطه با عملیاتی شدن موضوع انجام نگرفته است . وی هم چنین اعلام نمود که زمین مورد نظر آماده بوده و قبلاً تمام زمین های اطراف بازارچه مرزی سیرانبند از مالکین خریداری شده و مالکیت آنها ساقط گردیده است.
فرماندار بانه در ادامه سخنان خود از مدیر کل سازمان حمل و نقل و پایانه های استان کردستان خواست در راستای تسریع روند کاری و استقرار امکانات اولیه لازم در محل بازارچه اقدام نمایند.
بعد از پایان جلسه ، فرماندار به همراه مدیر کل پایانه های استان و مسئولین مربوطه از بازارچه مرزی سیرانبند بانه بازدید نمودند و مدیر کل سازمان حمل و نقل پایانه ای استان متعهد گردید تا پایان اردیبهشت نسبت به استقرار سایت موقت و تأمین امکانات لازم در داخل آن اقدام نماید.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
چهارشنبه 23 فروردین 1391 03:08 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
نگاه آماری به شهرستان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ جمعیت کل شهرستان بانه برابر با ۱۱۶۷۷۳ نفر اعم از مرد و زن میباشد که از این میزان جمعیت شهرهای این شهرستان به قرار زیر میباشد: ا. بانه: ۶۹۶۳۵ ۲. آرمرده ۲۰۶۲ ۳. بوئین سفلی: ۱۰۶۹ ۴. کانیسور: ۱۱۳۱ جمعیت کل روستاهای شهرستان بانه نیز برابر با ۴۳۷۰۷ نفر میباشد.
شهر: بانه
شهر: آرمرده
- بخش نمشیر
- دهستان کانیسور
- دهستان نمه شیر
- دهستان بوالحسن
شهر: کانیسور
شهر: بوئین سفلی
انجمنهای فعال در شهرستان بانه:
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
چهارشنبه 23 فروردین 1391 03:23 ب.ظ
چهارشنبه 24 اسفند 1390 02:50 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
مقــدمه
شهرها و فضاهای شهری گذشته ما از استقلال، شخصیت و هویت ویژه خود برخوردار بوده اند؛ مفاهیمی که نهایتا منجر به تعریف مفاهیم بزرگتری چون تعلق خاطر و حس شهروندی گشته اند؛ درحالیکه آنچه از اغلب شهرهای کنونی ما در ذهن عموم شکل می گیرد جز مجموعه ای از ساختمانهای بلند، خیابانها، ادارات، پارک ها نیست.
اما واقعیت آن است که جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعاملات شهری در آن به وقوع می پیوندد و مردم حس شهروندی نسبت به شهر خود دارا می باشند. بعبارتی آنچه شهر را می سازد، ساختمانهای عظیم و پارکها نیستند بلکه مردم خود شهرند با تمام سلایق و ویژگیهای منحصر بفردشان و در حقیقت هویت شهری و شهروندیشان.
بنابراین آن چیزی که از آن به عنوان هویت شهری نام میبریم در حقیقت یافتن تناسب یا معیارهایی از آن میان نظام شهرسازی و معماری با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهروندان است و البته ابعاد گوناگونی از هویت که بدان خواهیم پرداخت.
1- تعریف هویت
«هویت»، یکی از مهمترین مسائل و چالش های پیش روی جوامع در حال توسعه، در طی فرآیند جهانی شدن و جهانی سازی عصر حاضر است که تعاریف متعددی از این واژه به عمل آمده است؛ در فرهنگ لغات واژه هویت بصورت زیر معنی شده است:
حقیقت شی یا شخص که مشتمل برصفات جوهری او باشد, شخصیت, ذات, هستی و وجود, منسوب بههو, شناسنامه، چیستی، خود، کیستی، همانی و همانستی.
اما طبق تعریف متداول، ”هویت، احساس تعلق خاطر به مجموعهای مادی و معنوی است كه عناصر آن از قبل شكل گرفتهاند.”
هویت در انسان شناسی، به معنای نوعی از خودآگاهی فردی یا جمعی نسبت به وجود مجموعه ای از خصوصیات فرهنگی - اجتماعی که فرد یا گروه مزبور را از فرد، افراد یا گروه های «دیگر» که به مثابه هویت های «دیگری» طبقه بندی می شوند، متمایز می کند و عموما خود را با یک نام و یا لااقل با ضمیر «ما» مشخص می کند.
در خصوص واژه لاتین هویت (identity) گفته اند که از قرن چهاردهم در زبان های اروپایی رایج شده و ریشه آن به دو واژه لاتین identitas به معنی «خصوصیت چیزی همانند» و idem به معنی «همان» و معادل قدیمی تر یونانی آنها می رسد.
علی اکبر علیخانی در کتاب مبانی نظری هویت و بحران هویت دو پسوند واقعی و تقلیدی را به هویت افزوده است. وی برون رفت از چالش های امروز را در تعریفی سیال از هویت و دوری از هویت های تقلیدی می داند و می گوید: « هویت ما نه در گرو میراث گذشته و نه در گرو میراث دیگران - به عنوان دیگری- بلکه در گرو حقیقت طلبی و روش اصیل ما خواهد بود».
با این توصیف بدیهی است که در شرایط مكانی و زمانی مختلف، زمینه های متفاوتی برای هویت منظور گردد که هرکدام نیز دارای تعاریف و ابعاد خود باشند؛ نظیر هویت شخصی، هویت اجتماعی و هویت شهری.
1-1- هویت شهری
از آنجایی که «هویت»، مجموعهایی از صفات و مشخصاتی است که باعث «تشخص» یک فرد یا اجتماع از افراد و جوامع دیگر میگردد؛ شهر نیز به تبعیت از این معیار، شخصیت یافته و مستقل میگردد. هویت در شهر به واسطه ایجاد و تداعی «خاطرات عمومی» در شهروندان، تعلق خاطر و وابستگی را نزد آنان فراهم کرده و شهرنشینان را به سوی «شهروند شدن» که گسترهای فعالتر از ساکن شدن صرف دارد، هدایت می کند. پس هرچند که هویت شهر خود معلول فرهنگ شهروندان آن است؛ لیکن فرآیند شهروندسازی را تحت تاثیر قرار داده و می تواند باعث تدوین معیارهای مرتبط با مشارکت و قضاوت نزد ناظران و ساکنان گردد.
هویت یك معیار رشد برای شهر است؛ به عبارتی دیگر وقتی یك شهر یا جامعه رشد می كند، بخشی از صفات هویتش در جریان رشد تغییر می كند و ساماندهی جدیدی می یابد. در این ساختار باید هویت شهری به عنوان یك معیار برای توسعه و عاملی برای ارتقای كیفیت محیط مطرح شود تا بتواند زمینه های مشاركت و امینت افراد را فراهم كند.
هویت شهری را باید نوعی هویت جمعی به حساب آورد که البته با عنوان هویت محله ای و شهری زمانی معنی دار خواهد بود كه تبلور عینی در فیزیك و محتوای شهر داشته باشد؛ به شرطی كه هنجار هویت درست فهمیده شود.
کیومرث مسعودی پژوهشگر و جامعهشناس شهری معتقد است «اگر درمورد هویت شهری یا هویت معماری صحبت میکنیم، منظور در واقع یک نظام یافتگی ساختاری و کاربردی در شهر و یک انتظام در معماری شهر است»؛ بنابراین بدیهی است که این انتظام یا سازمان دارای ابعاد درونی خود باشد که در اینجا با عنوان عناصر هویتی شهر بدانها پرداخته می شود.
1-2- عناصر هویتی یک شهر
از آنجا که هر شهر دارای دو بعد کارکردی و کالبدی است، لذا ابعاد مختلف هویت وابسته به آن نیز دارای دو وجه مذکور خواهد بود. بنابراین در یک تقسیم بندی کلی ابعاد هویت شهری را می توان در قالب همین دو بعد مجزا ساخت:
- عناصرکالبدی یا سیمای شهری
بدیهی است که اولین برخورد با هر شی، پدیده یا موجودی، سیما و کالبد ظاهری آن است؛ وجهه ای قابل ادراک که با حواس پنچگانه براحتی قابل تشخیص و بازشناسی است. بنابراین اولین تفاوت میان دو موجود عینی نیز از طریق ظاهر آن معین می گردد. با این توضیح حال اگر در تعریفی اولیه، شهر را مجموعه ای از ساختمانها، عناصر و مراکز شهری بدانیم، بی شک می بایست ظاهری برای آن متصور گردیم که در صورت هویت دار بودن یا ساخته شدن و هر فعل دیگری بتواند منحصر به خود باشد.
الف) عناصر طبیعی و بستر مکانی یک شهر
نمود ظاهری از یک شهر در نگاه نخست می تواند شامل عناصر طبیعی و بستر مکانی آن باشد که اغلب به عنوان عناصر و میراث طبیعی در نظر عامه مردم خود نمایی می کنند. زاینده رود اصفهان، عون بن علی تبریز، مثالهایی از عناصر هویت بخش شهرهای ما هستند که امروزه برخی از آنها بدلیل عدم توجهات بصری و شتابزدگی طرحهای توسعه کمرنگ تر شده اند.
ساختار طبیعی یک منطقه به عنوان نخستین بستر فعالیتهای اولیه تلقی می شود. تمامی معماران، طراحان و برنامه ریزان با واژگان تجزیه و تحلیل سایت که در وهله اول مربوط به ساختار طبیعی آن است، آشنایی دارند، اما در اغلب موارد برداشتی غیرکارکردی از آنها به عمل می آید. مثالی ساده از این برداشت آنکه ارائه طرحی برای منطقه ای کوهستانی با اقلیمی سرد و فاقد پوشش گیاهی خاص، چندان متفاوت از منطقه ای ساحلی منظور نمی شود؟! و یا آنکه در اغلب موارد، ابعاد توپوگرافیک و عوارض زمین جایگاهی در طراحی ندارند؟!
با این مقدمه باید اذعان نمود که شناخت عناصر محیطی به عنوان بستر فعالیت های انسانی می تواند به درک و تحلیل بهتر اشکال مختلف زندگی و فعالیت های انسانی بینجامد. بنابراین فاکتورهای طبیعی، اکولوژیکی و جغرافیایی اولین عناصر هویت بخش به یک شهر و عناصر درون آن تلقی می شوند.
این فاکتورها می توانند شامل عناصر زیر باشند:
- رودها و نوار ساحلی
- ویژگی های اقلیمی( شامل: بارش، دما، رطوبت، باد و غیره)
- منابع آبهای سطحی و زیرزمینی
- ساختار زمین شناسی و توپوگرافیک
- پوشش گیاهی و جانوری
- منابع و سایر جاذبه های طبیعی
ب) عناصر مصنوع یا ساخته شده یک شهر
شکل و ساختار ظاهری یک شهر علاوه بر ساختار طبیعی، توسط عناصر و سازندهایی مصنوع به دست انسان شکل می گیرد.
هویت کالبدی، آن عامل غالب هویتی است که بافت و ساختار و شکل شهر به آن هویت وابسته است. از دیدگاه کوئین لینچ عناصر هویت بخشی شهر عبارتند از :
1- راهها و شبکه ارتباطی
2- لبه ها
3- محله ها
4- گره ها
5- نشانه ها
به تعبیری بافت کالبدی و ساختار مکانی شهرها یکی از مهمترین ابعاد هویتی شهرها را شکل می دهد. از طرفی همین محیط مصنوع است که بعنوان آیینه ای تمام نما از تاریخ و رویدادهای آن مطرح می گردد. از این روی وجه حاضر از شهر مهمترین وجه تمایز میان شهرهای نو و کهن تلقی شده و در طراحی یا توسعه یک شهر می بایست مدنظر باشد. از نگاهی دیگر بافت کالبدی را می توان به دو گروه زیر تقسیم بندی نمود:
الف) عناصر باستانی و کهن (معمولا بعنوان بافت تاریخی مطرح می گردد)
ب) عناصر جدید
هرکدام از این عناصر نیز براساس عملکرد خود می توانند به عناصر عرصه های عمومی و باز شهری و فضاهای کارکردی و بعبارتی بسته شهری (فضاهای مسکونی، خدماتی، تجاری و ...) تفکیک شوند که از این میان نماهای شهری و فضاهای شهری براساس ویژگیهای کالبدی و نقش کارکردی ویژه خود بعنوان اولین رکن هویت بخش این بخش از عناصر شهرهای امروزی مطرح می گردند.
1-2-2- عناصر کارکردی یا محتوای شهری
با قبول شهر بعنوان موجودی زنده دیگر نمی توان تنها به بعد ظاهری آن نگریست. حال اگر بعد محتوایی یک شهر را منبعث از ابعاد هویتی انسانهای آن بدانیم، می توانیم شاخصه های محتوایی یا کارکردی هویت شهر را بصورت زیر طبقه بندی نماییم:
الف) عناصر اجتماعی (سیاسی و فرهنگی) شهر
این عناصر که غالباً با عنوان جغرافیای انسانی شناخته می شوند شامل جمعیت (کمی و کیفی) و فرهنگ شهر یا شهروندان (نژاد، زبان، هنر، پوشش و ...) می گردند؛ بنابراین در این بعد انسان بعنوان محوریت اصلی تلقی می شود.
علوم، فنون، مهارت ها، اندیشه ها و تجارب باارزش و سودمندی که از دیگران یا از گذشته می گیریم و یا بدست می آوریم در تحلیل نهایی در این بعد از هویت قرار خواهند گرفت؛ همان گونه که خط، لباس، روشهای تولید، آداب و رسوم و عقاید، جشنها و اعیاد و بسیاری از چیزهای دیگر که از مولفه های ملی و عناصر هویت و متعلقات فرهنگی خویش می دانیم نیز در میان این عناصر طبقه بندی می شوند. بر این اساس توجه به هویت اجتماعی (فرهنگی- سیاسی) در راستای شناخت هویت واقعی شهری گریزناپذیر است.
ب) عناصر اقتصادی شهر
آخرین بعد از ابعاد هویت بخش در فضاهای شهری فعالیت هایی است که توسط ساکنان آن از گذشته تا به امروز پایه های اقتصاد شهری را تشکیل می دهد. این فعالیتها را می توان با عنوان عناصر اقتصادی مطرح نمود. برخی از این فعالیت ها که به طور ویژه در مکانها و یا شهرهای خاصی وجود دارند و به یک مکان ویژه جغرافیایی اختصاص دارند، به عنوان یکی از مهمترین ارکان هویتی شهر یا مکان خود نمایی می کنند که از آن میان می توان به فعالیتهای گردشگری، صنایع دستی و فعالیت های ویژه و یا بومی موجود در هر مکان یا شهر اشاره نمود.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
یکشنبه 28 اسفند 1390 05:21 ب.ظ
شنبه 20 اسفند 1390 03:47 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشاندهنده
شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن
است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا
میکند.
فرهنگ شهرنشینی، از جمله فرهنگهای کهن
است و زمانی که جوامع بدوی وارد مراحل نوین شدند، قوانین و هنجارهای جدیدی
را شکل دادند که از این بین، مهمترین این تغییرات پذیرش نظم بود که در
روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد، برای اینکه افراد جامعه به
طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و به دنبال آن، قانون و دولت و گسترش
روابط اجتماعی شکل گرفت و به تدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها،
قوانین، مناسبات اجتماعی، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و.. نیز به وجود آمد و
افرادی که از این قوانین سرپیچی میکردند، از سوی مراجع قانونی، تعقیب و
مجازات شدند. با توجه به آنچه در صدر این نوشته آمد، نگاهی به چگونگی
فرهنگ شهرنشینی در کشور خودمان، به ویژه دزفول میاندازیم که آیا از فرهنگ
شهرنشینی مد نظر کارشناسان و جامعهشناسان برخوردار هستیم یا نه؟! اگر
منصفانه و با دیدی نقادانه به وضعیت موجود در شهرمان بنگریم، خواهیم دید که
با فرهنگ صحیح و اصیل شهرنشینی فاصله داریم، چرا که روزانه و در امور
مختلف روزمره، به ویژه امور اجتماعی، نابسامانی و ناهنجاری و اعمال به دور
از فرهنگ شهرنشینی را شاهدیم. پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل
خودروها به داخل خیابان و ریختن زباله ، کنار خیابان و ته مانده غذا به
رودخانه دز (که مصیبتها و هزینههای گزاف بعدی را در پی دارد رد وبدل شدن
حرفهای رکیک و غیراخلاقی، مزهپرانی و خنکبازی در محافل عمومی از سوی
جوانان که در شأن یک جوان ایرانی به خصوص کسی که در دزفول زندگی می کند
نیست!، پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری روی آنها، گذاشتن زبالهها در
یک ظرف روباز و بدون توجه به ساعت اعلام شده از طرف شهرداری ـ دیرتر یا
زودتر – و حتی قرار دادن آن مقابل خانه همسایه و یا درست کردن تپهای از
زباله در سر کوچه و کشاندن گربهها به آنجا و سر و صدای فردا صبح
همسایههای وظیفهشناس و بقیه داستان، عبور و مرور بدون توجه به علایم، خط
کشی ها و پل عابر پیاده از خیابانها و بلوارها، مزاحمت برای همسایه چه
در محله ها و چه در آپارتمانها بدون در نظر گرفتن آداب همسایگی و قانون
آپارتماننشینی، خسارت زدن به اموال بیتالمال و عمومی ـ اتوبوسها ، سطل
های زباله ـ (که نشان از عقدههای فروخفته در این دسته از آدمهاست)، عبور
راننده متخلف از چراغ قرمز و دهها و صدها رفتار و کردار غیر اجتماعی که هر
روزه از سوی برخی از شهروندان سر میزند و ذکر آن در این مقال نمیگنجد،
مواردی هستند که به وضوح، آنها را میبینیم. میتوان گفت، مواردی که گفته
شد، تنها بخش کوچکی از رفتار و کردارهای نابهنجار و غیراجتماعی است که همه
روزه در شهرمان با آن مواجهیم، حتی اگر کسی بخواهد آداب، رسوم و قوانین
زندگی شهری و شهرنشینی را رعایت کند، با ناسزاها و متلک گوییهای فراوان (
کدوم قانون،کدوم نظم، آخر نظمی و …) روبهرو میشود. به عبارت دیگر،
آنهایی که مسئولیتپذیرترند، بیشتر در معرض خطر و آسیب و دادن هزینه قرار
میگیرند و در نتیجه، به سوی قانون گریزی حرکت میکنند، به نگونهای که
فرار از قانون و ستیز با نظم و انضباط به یک ارزش و هنجار و رعایت اصول و
آداب شهر نشینی، به امری ضد ارزش و نابهنجار تبدیل شده و بیمسئولیتی
اجتماعی رواج مییابد و در توجیه این عمل همین بس که بگوییم، چه کسی درست
عمل میکند که ما عمل کنیم،بزرگترها و … بدترند. با این تفاصیل و شرحی که
گذشت، به راستی چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی به ویژه در
پایتخت مقاومت ایران اسلامی و دارالمومنین این گونه قانونگریزی و نظم
ستیزی را سر لوحه کار خود قرار دادهاند؟! شاید در این زمینه مقصر صددرصد
مردم و شهروندان نباشند. جامعهشناسان ما از اینکه مسئولین شهری و فرهنگی
در طول سالهای گذشته به هنجارها و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی،
کمتر پرداخته و اهمیت دادهاند، انتقاد میکنند و معتقدند، برقراری ارتباط
مناسب بین شهروندان و دستگاههای اداره کننده، لازمه داشتن جامعه و شهری
سالم و شهروندانی قانونمند و بهنجار است. به گفته جامعه شناسان، زندگی
کنونی که بیشتر از نوع شهری است، نیاز به قوانین و ارتباطات خاصی دارد که
هر گونه قصور، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین، موجب بسیاری از ناهنجاریهای
اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و … میشود و از فردی به فرد دیگر، خانواده و
همکاران در سطوح اداری انتقال مییابد. آنان معتقدند، باید به شهروندان در
جامعه، قوانین مربوط به شهرنشینی، یادآوری و آموزش داده و در برابر هر
قانون یا ضابطهای، ضمانت اجرایی لازم فراهم شود و در شرایطی که لازم شد،
افراد متخلف مجازات شوند. باید بدانیم که اگر قوانین مربوط به شهروندان در
جامعه ما ایران؛ یعنی احترام به حقوق دیگران، وقت شناسی، عدم ایجاد مزاحمت
در موضوعات مختلف برای دیگران، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر گونه آلودگی،
ایجاد فضا و محلهای سالم، چرا که محله سالم جزیی از زندگی است، مشارکت در
اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی، برقراری ارتباط مناسب بین
شهروندان و تعامل مثبت با آنها و دستگاههای اداره کننده، احساس مسئولیت
نسبت به محیط زندگی، انجام وظایف قانونی، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در
تعاملات روزانه و مناسبات اداری، ارزش و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و
….مد نظر قرار گرفته و رعایت شود، با توجه به چند فرهنگی شهرهای مهاجر
پذیری مثل دزفول که بافت پیچیدهای در آن بوجود آمده و زندگی در آنها بدون
رعایت قوانین و آداب و رسوم شهرنشینی و ساکنان اصلی آن شهر ممکن نیست، باعث
تقویت اساس قوانین شهروندی و فرهنگ شهر نشینی شده و از بسیاری هزینههای
گزاف که مسبب آن، ناهنجاریها و ناملایمات اجتماعی است، جلوگیری خواهد کرد و
این مهم، توجه ویژه دولت و نهادهای مسئول را طلب میکند تا با ایجاد
قوانین مدون و استفاده از نظرات ارزشمند جامعهشناسان و کارشناسان،جامعه،
شهر و شهروندانی قانونمند را به ارمغان آورند و شاهد شهر و شهروندانی سالم
به دور از ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی، که شایسته ماست، باشیم، چرا که
مشخصه اصلی و مثبت هویت تاریخی ما فرهنگ شهرنشینی چند هزارساله است.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 18 اسفند 1390 05:09 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
جهت آموزش شهروندان عزیز
1- آیا می دانید طبق تبصره 1 ماده 55 قانون شهرداری سد معابر عمومی و اشغال پیاده روها و استفاده غیر مجاز آنها و میدان ها و پارکها و باغهای عمومی برای کسب و یا سکنی و یا هر عنوان دیگری ممنوع است و شهرداری مکلف است از آن جلوگیری و در رفع موانع موجود و آزاد نمودن معابر و اماکن مذکور فوق بوسیله مأمورین خود رأساً اقدام کند.
2- آیا می دانید طبق بند 14 ماده 55 قانون شهرداری یکی از وظایف شهرداری ها اتخاذ تدابیر موثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر سیل و حریق و همچنین رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک واقع در معابر عمومی و کوچه ها و اماکن عمومی و ... می باشد.
3- آیا می دانید طبق تبصره بند 14 ماده 55 قانون شهرداری در موارد مربوط به رفع خطر از بناها و غیره، شهرداری پس از کسب نظر مأمور فنی خود و پس از ابلاغ مهلت دار متناسب و در صورت عمل نکردن به آن، می تواند رأساً با مراقبت مأمورین خود نسبت به رفع خطر اقدام نماید و هزینه آن از طرف دریافت نماید.
4- آیا می دانید طبق ماده 77 قانون شهرداری رفع هرگونه اختلاف بین مودی و شهرداری در مورد عوارض به کمیسیونی مرکب از نمایندگان وزارت کشور و دادگستری و شورای شهر ارجاع می شود و تصمیم کمیسیون مزبور در این رابطه قطعی است.
5- آیا می دانید بدهی هایی که طبق تصمیم کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری تشخیص شود طبق مقررات اسناد لازم الاجراء به وسیله اداره ثبت قابل وصول می باشد.
6- آیا می دانید طبق تبصره 2 ماده 4 لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب 17/11/1358 هر گاه مالک یا مالکین کارشناس خود را حداکثر ظرف یک ماه از تاریخ اعلام «دستگاه اجرایی» که به یکی از صور ابلاغ کتبی، انتشار در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار یا آگهی در محل به اطلاع عموم می رسد تعیین ننماید و یا به علت مجهول بودن مالک، عدم تکمیل تشریفات ثبتی، عدم صدور سند مالکیت، اختلاف در مالکیت، فوت مالک و موانعی از این قبیل امکان انتخاب کارشناس میسر نباشد دادگاه صالحه محل وقوع ملک حداکثر ظرف 15 روز از تاریخ مراجعه «دستگاه اجرایی» به دادگاه نسبت به تعیین کارشناس اقدام می نماید.
7-آیا می دانید در مواردی که تصمیم کمیسیون ماده 100 قانون شهرداری ها مبنی بر قلع بنا باشد شهرداری تصمیم مذکور را به مالک ابلاغ می کند. هرگاه مالک در مهلت مقرر اقدام به قلع بنا ننماید شهرداری رأساً اقدام کرده و هزینه آن را طبق مقررات از مالک اخذ می نماید.
8- آیا می دانید طبق ماده 110 قانون شهرداری، شهرداری می تواند نسبت به زمین یا بناهای مخروبه و غیر مناسب با وضع محل و یا نیمه تمام واقع در محدوده شهر که در خیابان یا کوچه یا میدان قرار گرفته و منافی با پاکی و زیبایی شهر یا موازین شهرسازی باشد، با تصویب انجمن شهر به مالک اخطار کند منتها ظرف دو ماه به ایجاد نرده یا دیوار یا مرمت آن اقدام کند، اگر مالک امتناع یا مسامحه کرد شهرداری می تواند هرگونه اقدامی را که لازم بداند معمول و هزینه آن را به اضافه صدی ده از مالک دریافت نماید.
9-آیا می دانید مطابق بند 20 ماده 55 قانون شهرداری جلوگیری از ایجاد و تأسیس کلیه اماکن که به نحوی از انحاء موجب بروز مزاحمت برای ساکنین یا مخالف اصول بهداشت در شهرهاست از وظایف شهرداریهاست.
10- آیا می دانید مطابق تبصره ذیل بند 24 ماده 55 قانون شهرداری در صورتیکه بر خلاف مندرجات پروانه ساختمانی در منطقه غیر تجاری محل کسب یا پیشه و یا تجارت دائر شود شهرداری مورد را در کمیسیون مقرر در تبصره یک ماده 100 قانون شهرداری مطرح می نماید و کمیسیون در صورت احراز تخلف مالک یا مستأجر با تعیین مهلت مناسب که نباید از دو ماه تجاوز نماید در مورد تعطیل محل کسب یا پیشه و یا تجارت ظرف مدت یک ماه اتخاذ تصمیم می کند. این تصمیم وسیله مأمورین شهرداری اجرا می شود و کسی که عالماً از محل مزبور پس از تعطیل برای کسب و پیشه و یا تجارت استفاده کند مشمول مقررات جزایی شده و محل کسب نیز مجدداً تعطیل می شود.
11-آیا می دانید طبق تبصره ذیل ماده 74 قانون شهرداریها، دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از انجام معامله از شهرداری کتباً مفاصاحساب نسبت به عوارض ملک مورد معامله خواستار شوند.
12- آیا می دانید طبق ماده 92 قانون شهرداری نوشتن هر نوع مطلبی یاالصاق هر نوشته ای بر روی دیوارهای شهر که مخالف مقررات شورای شهر باشد ممنوع است مگردر محل هایی که شهرداری برای نصب والصاق اعلانات معین
می کند.
13- آیا می دانید مطابق تبصره 6 ماده 96 قانون شهرداری اراضی کوچه های عمومی و میدان ها و پیاده روها و
خیابان ها و به طور کلی معابر و بستر رودخانه ها و نهرها و مجاری فاضلاب شهرها و باغ های عمومی و گورستان های عمومی و درخت های معابر عمومی واقع در محدوده هر شهر که مورد استفاده عموم است ملک عمومی محسوب و در مالکیت شهرداری است.
14- آیا می دانید هر گاه از طرف مالک یا متصرف ملک یا هر شخص دیگری از اجراء کارشناسی شهرداری جهت تعیین مشخصات و میزان تخلف، جلوگیری از ادامه تخلف و ... ممانعت بعمل آید، شهرداری پس از اخذ دستور دادستان توسط مأمورین انتظامی محل رفع ممانعت و مزاحمت خواهد نمود.
15- آیا می دانید طبق ماده 100 قانون شهرداری، شهرداری می تواند از عملیات ساختمانی ساختمان های بدون پروانه یا مخالف مفاد پروانه به وسیله مأمورین خود اعم از آنکه ساختمان در زمین محصور و غیر محصور واقع باشد جلوگیری نماید.
16- آیا می دانید قیمت ابنیه، املاک و اراضی توسط هیأتی مرکب از سه نفر کارشناس رسمی دادگستری و مورد وثوق که یک نفر به انتخاب شهرداری و یک نفر به انتخاب مالک و نفر سوم به انتخاب طرفین می باشد تعیین خواهد شد رأی اکثریت هیأت مذکور قطعی و لازم الاجرا است.
17- آیا می دانید طبق ماده 100 قانون شهرداری مالکین اراضی و املاک واقع در محدوده شهر یا حریم آن باید قبل از هر اقدام عمرانی یا تفکیک اراضی و شروع ساختمان از شهرداری پروانه اخذ نمایند.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
پنجشنبه 18 اسفند 1390 05:01 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
|
در وظایف شهرداری
1- ایجاد خیابانها و كوچهها ومیدانها و باغهای عمومی و مجاری آب و توسعة معابر در حدود قوانین موضوعه.
2- تنظیف و نگاهداری و تسطیح معابر و انهار عمومی ومجاری آبها و فاضلاب و تنقیة قنوات مربوط به شهر و تأمین آب و روشنائی به وسائل ممكنه.
3- مراقبت و اهتمام كامل در نصب برگة قیمت بر روی اجناس و اجرای تصمیمات انجمن نسبت به ارزانی و فراوانی خواربار و مواد مورد احتیاج عمومی وجلوگیری از فروش اجناس فاسد و معدوم نمودن آنها.
4- مراقبت در امور بهداشت ساكنین شهر و تشریك مساعی با موسسات وزارت بهداری در آبلهكوبی و تلقیح واكسن و غیره برای جلوگیری از امراض ساریه.
5- جلوگیری از گدائی و واداشتن گدایان به كار و توسعة آموزش عمومی و غیره.
6- اجرای تبصرة یك ماده 8 قانون تعلیمات اجباری و تأسیس مؤسسات فرهنگی و بهداشتی و تعاونی مانند بنگاه حمایت مادران و نوانخانه و پرورشگاه و درمانگاه و بیمارستان و شیرخوارگاه و تیمارستان و كتابخانه و كلاسهای مبارزه با بیسوادی و كودكستان و باغ كودكان و امثال آن در حدود اعتبارات مصوب و همچنین كمك به این قبیل مؤسسات و مساعدت مالی به انجمن تربیت بدنی و پیشاهنگی و كمك به انجمنهای خانه و مدرسه و اردوی كار.
شهرداری در این قبیل موارد و همچنین در مورد موزهها و خانههای فرهنگی و زندان با تصویب انجمن شهر از اراضی و ابنیة متعلق به خود با حفظ مالكیت به رایگان و یا با شرایط معین به منظور ساختمان واستفاده به اختیار مؤسسات مربوط خواهد گذاشت.
7- حفظ و اداره كردن دارائی منقول وغیرمنقول شهرداری و اقامة دعوی بر اشخاص و دفاع از دعاوی اشخاص علیه شهرداری.
8- برآورد و تنظیم بودجه و متمم بودجه و اصلاح بودجه و تفریغ بودجة شهرداری و تنظیم پیشنهاد برنامة ساختمانی و اجرای آن پس از تصویب انجمن شهر یك نسخه از بودجة مصوب و برنامة ساختمانی به وسیلة فرماندار یا بخشدار به وزارت كشور ارسال میشود.
9- انجام معاملات شهرداری اعم از خرید و فروش اموال منقول و غیرمنقول هو مقاطعه و اجاره واستیجاره پس از تصویب انجمن شهر با رعایت صلاح و صرفه و مقررات آئیننامه مالی شهرداریها پیشبینی شده در این قانون.
10- اهدا و قبول اعانات و هدایا به نام شهر با تصویب انجمن.
اعانات پرداختی به شهرداری یا موسسات خیریه از طرف وزارت دارائی جزء هزینة قابل قبول اعانهدهندگان پذیرفته میشود و اعانه دهنده نسبت به مبلغ اعانهای كه داده است از مالیات بر درآمد معاف میباشد.
11- نظارت و مراقبت در صحت اوزان و مقیاسها.
12- تهیه آمار مربوط به امور شهر و موالید و متوفیات
13- ایجاد غسالخانه و گورستان و تهیة وسایل حمل اموات و مراقبت در انتظام امور آنها.
14- اتخاذ تدابیر مؤثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر سیل وحریق و همچنین رفع خطر از بناها و دیوارهای شكسته و خطرناك واقع در معابر عمومی و كوچهها و اماكن عمومی و دالانهای عمومی و خصوصی و پركردن و پوشاندن چاهها و چالههای واقع در معابر و جلوگیری از گذاشتن هر نوع اشیاء در بالكنها و ایوانهای مشرف و مجاور به معابر عمومی كه افتادن آنها موجب خطر برای عابرین است و جلوگیری از ناودانها و دودكشهای ساختمانها كه باعث زحمت و خسارت ساكنین شهرها باشد.
15- جلوگیری از شیوع امراض ساریة انسانی وحیوانی و اعلام اینگونه بیماریها به وزارت بهداری و دامپزشكی و شهرداریهای مجاور هنگام بروز آنها و دورنگاهداشتن بیماران مبتلا به امراض ساریه و معالجه و دفع حیواناتی كه مبتلا به امراض ساریه بوده و یا در شهر بلاصاحب و مضر هستند.
16- تهیة مقررات صنفی و پیشنهاد آن به انجمن شهر و مراقبت در امور صحی اصناف و پیشهوران.
17- پیشنهاد اصلاح نقشة شهر در صورت لزوم و تعیین قیمت عادلة اراضی و ابنیة متعلق به اشخاص كه مورد احتیاج شهر باشد بر طبق قانون توسعة معابر و تأمین محل پرداخت آن و ایجاد و توسعة معابر و خیابانها و میدانها و باغهای عمومی و تهیة اراضی مورد احتیاج برای لولهكشی و فاضلاب اعم از داخل یا خارج شهر و همچنین تهیة اراضی لازم برای ساختمان مخزن و نصب دستگاه تصفیه و آبگیری و متعلقات آنها بر طبق قانون توسعة معابر.
18- تهیه و تعیین میدانهای عمومی برای خرید و فروش ارزاق و توقف وسائط نقلیه و غیره.
19- تهیه و تدوین آئیننامه برای فراوانی و مرغوبیت و حسن ادارة فروش گوشت و نان شهر و اجرای آن پس از تصویب انجمن شهر.
20- جلوگیری از ایجاد و تأسیس كلیة اماكن كه به نحوی از انحاء موجب بروز مزاحمت برای ساكنین یا مخالف اصول بهداشت در شهرهاست. شهرداری مكلف است از تأسیس كارخانهها- كارگاهها- گاراژهای عمومی و تعمیرگاهها و دكانها و همچنین مراكزی كه مواد محترقه میسازند و اصطبل چارپایان و مراكز دامداری و به طور كلی تمام مشاغل و كسبهائی كه ایجاد مزاحمت و سروصدا كنند یا تولید دود و یا عفونت و یا تجمع حشرات و جانوران نماید جلوگیری كند و در تخریب كورههای آجر و گچ و آهكپزی و خزینة گرمابههای عمومی كه مخالف بهداشت اقدام نماید و با نظارت و مراقبت در وضع دودكشهای اماكن و كارخانهها و وسائط نقلیه كه كار كردن آنها دود ایجاد میكند از آلوده شدن هوای شهر جلوگیری نماید و هرگاه تأسیسات مذكور فوق قبل از تصویب این قانون به وجود آمده باشد آنها را تعطیل كند و اگر لازم شود آنها را به خارج از شهر انتقال دهد.
21- احداث بناها و ساختمانهای مورد نیاز محل از قبیل رختشویخانه و مستراح و حمام عمومی و كشتارگاه و میدانها و باغ كودكانا و ورزشگان مطابق اصول صحی و فنی و اتخاذ تدابیر لازم برای ساختمان خانههای ارزان قیمت برای اشخاص بیبضاعت ساكن شهر.
22- تشریك مساعی با فرهنگ در حفظ ابنیه و آثار باستانی شهر و ساختمانهای عمومی و مساجد و غیره.
23- اهتمام در مراعات شرایط بهداشت در كارخانهها و مراقبت در پاكیزگی گرمابهها و نگاهداری اطفال بیبضاعت و سرراهی.
24- صدور پروانه برای كلیة ساختمانیهائی كه در شهر میشود.
25- ساختن خیابانها و اسفالتكردن سواره روها و پیادهروهای معابر و كوچههای عمومی و انهار و جدولهای طرفین از سنگ اسفالت و امثال آن به هزینة شهرداری هر محل.
26- پیشنهاد برقراری یا الغاء عوارض شهر و همچنین تغییر نوع و میزان عوارض اعم از كالاهای وارداتی و صادراتی كشور و محصولات داخلی و غیره و ارسال یك نسخه از تصویبنامه برای اطلاع وزارت كشور.
27- وضع مقررات خاصی برای نامگذاری معابر و نصب لوحة نام آنها و شمارهگذاری اماكن و نصب تابلوی الصاق اعلانات و برداشتن و محوكردن آگهیها از محلهای غیرمجاز و هرگونه اقداماتی كه در حفظ نظافت و زیبائی شهر موثر باشند.
28- صدور پروانة كسب برای اصناف و پیشهوران. كلیة اصناف و پیشهوران مكلفند برای محل كسب خود از شهرداری محل پروانة كسب دریافت دارند. |
|
 |
|
 |
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
جمعه 28 بهمن 1390 06:22 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
بزرگ مردی که از پا نیفتاد
وی نخستین استاندار کردستان ایران، پس از انقلاب ۵۷ و در دولت مهدی بازرگان بود. ابراهیم یونسی (زاده شهر بانه) که از افسران بازمانده شبکه نظامی حزب توده ایران در سالهای پیش از کودتای 28مرداد
است و پس از کودتا نیز سالها در زندان کودتا ماند، پس از کودتا محکوم به
اعدام شده بود و تنها بدلیل آنکه یک پای خود را در ارتش از دست داده بود یک
درجه تخفیف گرفت و به حبس ابد محکوم شد. وی ۸۰ کتاب از زبان انگلیسی و یک
کتاب از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه کردهاست.
ابراهیم یونسی از سال ۱۳۸۸، به بیماری آلزایمر مبتلا شد. او در این خصوص میگوید:
من پولی برای درمان بیماری خود در خارج از کشور ندارم. من فقط یک حقوق کارمندی میگیرم.
نوشتهها:
- هنر داستان نویسی - (۱۳۴۱)
- دلدادهها
- رویا به رویا
- ز
- مادرم دوبار گریست - (رمان)
- کجکلاه و کولی - (رمان)
- گورستان غریبان - (رمان) (۱۳۵۸)
- زمستان بیبهار
- شکفتن باغ - (رمان)
- دادا شیرین - (رمان)
- اندوه شب بی پایان
- دعا برای آرمن
- خوش آمدی
ترجمهها:
- آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز (۱۳۳۶)
- ادبیات آفریقا
- تاریخ ادبیات یونان - رز هربرت جنینگز
- تکیهگاه - درایز تودور
- قیام شیخ سعید پیران - اولسن رابرت
- کردها و کردستان - درک کینان
- تاریخ معاصر کرد
- جنبش ملی کرد - کریس کوچرا کرد شناس فرانسوی
- هنر نمایشنامه نویسی
- طوفان - ویلیام شکسپیر
- جنبههای رمان
- اگر بیل استریت زبان داشت
- کردها ترکها عربها - سیسل جی ادموندز
- یک جفت چشم آبی - توماس هاردی
- به دور از مردم شوریده - تامس هاردی
- جود گمنام - تامس هاردی
- موسیقی و سکوت - رز تره مین
- بازگشت بومی - تامس هاردی
- گشتی در کردستان ترکیه - شرین لیزر
- مردی که خورشید را در دست داشت - جک ریموند جونز
- مسله کرد و روابط ایران و ترکیه - السن رابرت
- با این رسوایی چه بخشایشی - رندل جاناتان
- علامتچی - چارلز دیکنز
- داستان دو شهر - چارلز دیکنز
- چارلز دیکنز - هاردی باربارا
- دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده - فئودور میخایلویچ داستایفسکی
- کردها - مصطفی نازدار
- اسپارتاکوس - فاست هوارد
- جامعهشناسی مردم کرد (آغا، شیخ و دولت) - مارتین وان براینِسِن
- جنبش ملی کرد - کریس کوچرا
- زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی - استرن لارنس
- دست تکیده - تامس هاردی
- تاریخ اجتماعی هنر - هاوز آرنولد
- سیری در ادبیات غرب - پریستلی، جان بوینتن
- تاریخ ادبیات روسیه - میرسکی سی دی
- میراث شوم - گیسینگ جورج (۱۳۷۱)
- لینمارا، عشق و آرزو - گاسکین کاترین
- زن شیشهای
- آشیان عقاب - هون کنستانس
- تامس هاردی - لویس سی دی
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
جمعه 28 بهمن 1390 05:57 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
مقدمه:
شهر
به مثابه بخشی از سلسله مراتب سیستم قضایی و تقسیمات سیاسی -
جغرافیایی هر کشور براساس شاخصههای مختلفی مانند نوع حکومت، مدیریت،
سطح آگاهی، علاقهمندی اجتماعی و مشارکت مردم در نظام تصمیمگیری
و... شکل میگیرد. نظام مدیریت شهری باهدف اداره مطلوب امور شهر،
سعی دارد. روابط میان عناصر شهری را هماهنگ سازد. بهدلیل گستردگی و
میان رشتهای بودن سیستم مدیریت شهری بهمثابه یک سیستم باز،
عوامل مختلفی در آن دخالت دارد و بدون شناخت این سیستم نمیتوان
عناصر و روابط را در جهت اهداف آن تغییر شکل داد، زیرا هنر
برنامهریزی، شناخت عناصر سیستم و ایجاد روابط بین آن عناصر است،
بهنحوی که این مجموعه عناصر در جهت هدف سیستم عمل کنند. بیتوجهی
به اجزاء همچنین عدم کشف روابط و میزان تاثیر هریک از عناصر در
نظام تصمیمگیری هرگز به یک نظام تصمیمگیری منسجم، موثر و معطوف
به اهداف مطلوب منجر نخواهد شد.(1)
شهر مرکز فرصت و محیطی برای ارائه توانائیهای بالقوه انسانی است.
تمرکز روزافزون افراد در نواحی شهری و رشد سریع شهرنشینی ناشی از
مهاجرت و همچنین افزایش طبیعی جمعیت شهر، مشکلاتی را در ارائه
خدمات متناسب با میزان افزایش جمعیت شهری بهوجود میآورد که خود
بهعنوان یکی از موانع اصلی اجرای وظایف و ارائه خدمات شهری کافی
به شهروندان میگردد. این امر توام با عدم رغبت مردم برای مشارکت
در فعالیتهای عمران شهری، که تا حد زیادی ریشه در شیوه نظام اداری
متمرکز دارد، از عواملی هستند که توانایی مسئولان را در تامین
نیازهای ساکنان شهری با مشکل مواجه میسازد. بنابراین، کارکرد مدیریت
شهری کارآمد بهعنوان یک نهاد مدیریتی فراگیر و درگیر با موضوعها و
پدیدههای بسیار گسترده و متنوع شهر و شهرنشینی ضروری است تا
نهایتاً دستیابی به توسعه انسانی پایدار در شهر میسر گردد.(2) این
مقاله درصدد است تا با ارائه تعریفی از مدیریت شهری، جایگاه آن را
در سیستم مدیریت جامعه مشخص کند و با بیان اهداف و راهبردهای این
نوع مدیریت، ویژگیها و معیارهای مطلوب سیستم مدیریت شهری را ارائه
کند.
2 - تعریف سیستم مدیریت شهری
هدف سیستم مدیریت شهری بهمثابه جزئی از سیستم حکومتی، اداره
امور شهرهاست. و نقشی که دولت برای این سیستم قایل میشود، تعریف
این هدف را روشن میسازد. تردیدی نیست که این تعریف، هرچه باشد،
هدف سیستم مدیریت شهری در جهت اهداف ملی بوده و با آن همسوست و
از کلیات آن تبعیت میکند. بههمین دلیل است که برنامههای این
سیستم برای ساماندهی امور شهر، بهطور کلی در چارچوب برنامههای
کلان و قوانین جاری کشور تدوین میگردد و اقدامات این سیستم ناقض
مقررات قانونی کشور نیست.(3)
تعاریف متعددی از مدیریت شهری ارائه شده است و هرکدام از این
تعاریف بیانکننده نگرشی نظاممند به مقوله مدیریت شهری است:
<مدیریت شهری عبارت است از اداره امور شهر بهمنظور ارتقاء
مدیریت پایدار مناطق شهری در سطح محلی بادرنظر داشتن، و تبعیت از
اهداف سیاستهای ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور است>.(4)و یا
<مدیریت شهری عبارت است از یک سازمان گسترده، متشکل از عناصر و
اجزاء رسمی و غیررسمی موثر و ذیربط در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و
کالبدی حیات شهری با هدف اداره، کنترل و هدایت توسعه همه جانبه و
پایدار شهر مربوطه است.>(5)
علاوهبر دو تعریف عمومی فوق، تعریف تخصصی دیگری عبارت است از
<مدیریت شهری بهعنوان چارچوب سازمانی توسعه شهر به سیاستها،
برنامهها و طرحها و عملیاتی اطلاق میشود که در پی اطمینان از تطابق
رشد جمعیت با دسترسی به زیرساختهای اساسی مسکن و اشتغال هستند.
براین اساس، کارآیی مدیریت شهری وابستگی مشخصی به عوامل زمینهای
از قبیل ثبات سیاسی، یکپارچگی اجتماعی و رونق اقتصادی و نیز عوامل
دیگری از قبیل مهارت و انگیزههای سیاستمداران و اشخاص
استفادهکننده از این سیاستها دارد. تحت این شرایط چارچوب و
ویژگیهای سازمانی حکومت و مدیریت شهری بهویژه نقش اجرایی بخش
دولتی و عمومی در آن، تاثیر بسیار تعیینکنندهای در موفقیت آن ایفا
میکند.>(6)
3 - جایگاه مدیریت شهری در نظام برنامهریزی
سیستم مدیریت شهری بنابه تعریف و بهلحاظ وظایف عملی خود موظف
به برنامهریزی توسعه و عمران شهری و اجرای برنامهها، طرحها و
پروژههای مربوطه است. انجام این وظایف تعیینکننده نوعی هویت
برنامهریزی اجرایی برای آن است. در واقع مدیریت شهری در قالب
نظام برنامهریزی اقتصادی، اجتماعی و قضایی حاکم بر کشور، اقدام به
تهیه برنامههای توسعه شهری برای شهر میکند و سپس آن برنامه را در
چارچوب نظام اداری - اجرایی حاکم، به پروژههای عملیاتی تبدیل
کرده و به مرحله اجرا میرساند. براین اساس وظایف و جایگاه سازمانی
و اجرایی مدیریت شهری را میتوان بهشرح زیر تعیین کرد:
1-3
تبیین نقش سیستم مدیریت شهری بمثابه یک برنامهریز: این نقش را
میتوان در دو قالب روابط برون و درون سیستمی مطالعه کرد، در قالب
اول، روابط مدیریت و برنامهریزی شهری در ارتباط با نظام عمومی
برنامهریزی و سطوح بالاتر برنامهریزی بررسی میشود. مهمترین موضوع
قابل توجه در این سطوح، ضرورت تامین هماهنگی این سطوح با یکدیگر
است. در قالب دوم، تهیه برنامههای جامع فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی و
مالی لازم برای توسعه کارآمد شهر بهعنوان اصلیترین وظیفه سیستم
مورد توجه قرار میگیرد.
2-3
تبیین نقش اداری - اجرایی سیستم مدیریت شهری: مدیریت شهری
بهلحاظ اداری - اجرایی یک سازمان بسیار گسترده و مشتمل بر عناصر
متعدد و متنوع لازم برای اداره امور یک شهر است. هرچند این عناصر
طیف عملکردی گستردهای را شامل میشوند، اما بههرحال عناصر مرکزی و
اصلی سازمان شهرداری است که در تمامی عملکردهای تدوین شده سیستم و
بهویژه امور اداری و اجرایی دخیل است. درواقع شهرداری از یک سو،
جزء عناصر مهم مدیریت سیاسی و اجتماعی شهر محسوب میگردد و از طرف
دیگر مهمترین عنصر اجرایی سیستم مدیریت شهری است.(7) براین اساس،
میبایست ضرورتاً نگرش درون سازمانی مدیریت شهری به سازمانهای
جانبی و فعالیتهای آنها تعمیم داده شود. و شهرداری نهادی مستقل و
جدا از دیگر سازمانها که برای حفظ منافع درون سازمانی به تقابل با
آنها برمیخیزد دیده نشود. مدیریت شهری باید بتواند پروژههای اجرایی
از سوی هر سازمانی را به نفع شهروندان سوق دهد و بدین لحاظ بایست
با مفاهیم کلی فنی و جاری تمامی دستگاههای خدماتی آشنایی حاصل
کند. چنین دستگاههایی نظیر آب و فاضلاب، برق و مخابرات و گاز
و...تماس متقابل کمتری دارند، و لذا مدیریت شهری میتواند
هماهنگکننده و جهتدهنده مناسبی برای این استفاده تلقی شود.(8)
1-2-3
تبیین نقش اجرایی مدیریت شهری در قالب نظامهای شهرداری: در سطح
جهان سه نظام شهرداری شناخته شده است. نوع اول (شورا - شهردار)
است که بهترین سیستم شناخته شده جهانی محسوب میشود. در این
سیستم مردم شهر، عدهای را بهنمایندگی شورای شهر انتخاب میکنند و
سپس شورای مذکور شخص واجد شرایط را بهعنوان شهردار استخدام کرده و
اداره امور شهر را بهعهده او واگذار میکند و برنامه فعالیتها و
عملیات شهرداری و منابع درآمد و مصارف آن را تصویب کرده و سپس بر
روند عملیات شهرداری نظارت میکند. نوع دوم سیستم (شهردار - شورای
شهر) است; در این سیستم شهردار و اعضای شورای شهر را جداگانه انتخاب
میکنند. شهردار ریاست شورای شهر را بهعهده میگیرد و لزوماً دارای
تخصص نیست. نوع سوم سیستم (شورایی مطلق) است که اعضای شورا هرکدام
مسئول قسمتی از کارهای شهرداری بوده ضمناً با یکدیگر جلسات مشورتی
دارند و درباره کلیه امور با اکثریت آراء اتخاذ تصمیم میکنند. در
این سیستم، معمولاً یکی از اعضای شورا بهعنوان عضو ارشد برای اداره
امور جلسات شورا انتخاب میشود و در بعضی از موارد در نقش شهردار و
رئیس انجمن شهر انجاموظیفه میکند.(9)
شکل دیگر تقسیمبندی مدیریت شهری بدینگونه بیان شده است: مدیریت
شهردار با اختیارات کم، شهردار بااختیارات متوسط و شهردار با اختیارات
وسیع. در بیشتر کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، شهردار اختیارات
کمی دارد و معمولاً حکومت مرکزی نقش اساسی را در مدیریت شهری دارد و
شهر را مانند یکی از ادارات خود و یا وزارتخانه تابعه اداره میکند و
مشارکت مردم در اداره امور شهری به حداقل میرسد. در حالی که
بویژه برای اداره شهرهای بزرگ به شهردار بااختیارات وسیع نیاز است.
مدیریت در یک شهر معمولاً نباید به محدوده خود شهر ختم شود، بلکه
لازم است برای ایجاد تعادل بین میزان نفوذ حکومت مرکزی و شهرداری
این مدیریت در یک محدوده وسیعتری اعمال شود. در این سیستم، استقلال
مالی و اداری سیستم شهر و شهرداری برای مدیریت مطلوب و کارآمد
ضروری است.(10)
4 - تبیین اهداف و راهبردها
چه اهداف و وظایفی بر سیستم مدیریت شهری مترتب است‚ و این اهداف
چگونه و از چه طریق باید تحقق پیدا کند‚ با چه معیارهایی میتوان
تحقق اهداف را اندازهگیری و تحلیل کرد‚ پاسخ به این سوالها، در
وهله اول مستلزم شناسایی و تبیین مسایل مبتلا به سیستم مدیریت
شهری و در وهله دوم شناخت مسایل حاکم بر آن است.
1-4
اهداف مدیریت شهری: هدف تئوریک سیستم مدیریت شهری، تقویت فرایند
توسعه شهری است بهنحوی که در سطح متعارف جامعه زمینه و محیط
مناسبی برای زندگی راحت و کارآمد شهروندان، بهتناسب ویژگیهای
اجتماعی و اقتصادی فراهم شود. در قالب این هدف کلان میتوان سه
هدف خرد فراگیر برای تمام سیستمهای مدیریت شهری بهشرح زیر تعیین
کرد:
حفاظت از محیط فیزیکی شهر;
تشویق توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار;
ارتقاء شرایط کار و زندگی کلیه شهروندان باتوجه ویژه به افراد و گروههای کمدرآمد.(11)
2-4 راهبردها در مدیریت شهری: برای تحقق اهداف و انجام وظایف مذکور، راهبردهای اساسی ذیل ارائه و تدوین میشود:
1-2-4
انتقال مسئولیت و وظایف برنامهریزی، مدیریت و گردآوری و تخصیص
منابع از سوی دولت و سازمانهای مرکزی به مدیریت شهری;(12)
جلب مشارکت عموم مردم برای مدیریت شهرها;
بهبود و توسعه ساختار سازمانی و تشکیلاتی سیستم و امور پرسنلی و قانونی;
بهبود شیوههای مدیریت مالی و اقتصادی;
تاکید بر مدیریت و برنامهریزی استراتژیک و جامع سیستم;
بسیج کلیه منابع توسعه شهری با مشارکت فعالانه بخش خصوصی و سازمانهای مربوط به جامعه محلی;
تاکید بر راهبردهای (توانبخشی) در ارتباط با مسکن و امکانات زیربنایی با کمکهای ویژه برای اقشار کمدرآمد;
سازماندهی و بهبود کیفیت محیطی فیزیکی زندگی شهری بهویژه برای اکثریت عظیم فقرای شهری.(13)
5 - ویژگیهای مطلوب
مباحث مسکن، زمینه نظری لازم برای تعیین شرایط و ویژگیهای مطلوب
و ضروری برای موفقیت و کارآیی سیستم مدیریت شهری و بهعبارت دیگر
(بایدهای) لازم برای این موضوع را فراهم ساختهاند; این بایدها را
میتوان در زمینه ویژگیهای روش شناختی و ویژگیهای سازمانی و شرایط
محیطی مناسب، طبقهبندی و ارائه کرد.
بهلحاظ روش شناختی موفقیت و کارایی سیستم مدیریت شهری در گرو برخورداری آن از ویژگیها و شرایط زیر است:
اتخاذ
رویکرد سیستمی: مهمترین شرط روششناسانه و موفقیت سیستم، اتخاذ رویکرد
سیستمی و کلنگر نسبت به مولفههای توسعه شهر و برقراری انسجام
نظامیافته در هر دو زمینه جغرافیایی و عملکردی است. تحقق چنین شرطی
در قالب یک رویکرد استراتژیک به مدیریت شهری قابل حصول است.
در طراحی چارچوب سازمانی و تشکیلاتی سیستم مدیریت شهری میباید اصول زیر مورد توجه قرار گیرد:
در
لزوم پوشش کامل همه امور شهری توسط چارچوب سازمانی مدیریت شهری
باید بهنحوی طراحی شود که تمام امور در هر دو زمینه جغرافیایی و
عملکردی، را تحت پوشش قرار دهد. در چنین شرایطی هماهنگیها و روابط
بین سازمانی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است بهگونهای که
تمام سازمانها و ادارات موثر و مسئول امور شهری باید در قالب یک
سیستم هدفمند و هماهنگ عمل کرده و بهایفای مسئولیتهایشان بپردازند;
شمول
مدیریت شهری بر برنامهریزی شهری: مطابق بااصول علمی مدیریت،
برنامهریزی شهری جزو وظایف و عناصر اصلی سیستم مدیریت شهری محسوب
میشود. براین اساس برنامهریزی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی برای یک
شهر، تحت نظارت و هدایت سیستم مذکور انجام میگیرد.
قابلیت
انطباق چارچوب سازمانی با ماهیت چند عملکردی مدیریت شهری: چارچوب
سازمانی باید بهنحوی طراحی شود که تمام عناصر و وظایف سیستم از
امور اجرایی روزمره و بسیار جزیی تا برنامهریزیها و سیاستگذاریهای
درازمدت و کلان مورد توجه قرار گرفته و از جایگاه متناسب در الگوی
طراحی شده برخوردار باشند.
لزوم طراحی چارچوب سازمانی و تشکیلاتی چندسطحی و چندلایهای برای
سیستم مدیریت شهری و ماهیت متنوع و چند عملکردی مدیریت شهری
ایجاب میکند که سیستم مدیریتی مربوط به آن بهصورت چندسطحی
طراحی و اجرا شود بهگونهای که هر سطوح بتواند پاسخگوی ملاحظات و
نیازهای ناشی از هریک از گونههای عملکردی سیستم باشد. برهمین اساس،
سیستم مدیریت شهری را میتوان متشکل از سه سطح مدیریت دانست:(14)
الف: مدیریت سیاسی - اجتماعی و نهادی، که مستلزم افزایش قدرت سیاسی شهروندان و یا نمایندگان انتصابی است;
ب
: مدیریت سازمانی که مستلزم انتقال مسئولیت برای برنامهریزی،
مدیریت و مالکیت و تخصیص منابع از حکومت مرکزی به سازمان زیربخشی
یا سطوح مدیریت شهری است;(15)
ج : مدیریت اجرایی و فنی.
6 - تعیین معیارهای ارزیابی سیستم
علاوه بر معیارهای عمومی مدیریت خوب از قبیل کارآیی، شفافیت،
قابلیت محاسبه و مشارکت، ارزیابی سیستم مدیریت شهری بهصورت نظری
بهشرح مواد پنجگانه زیر تدوین میشود:
کارآیی
در استفاده از منابع مالی انسانی و کالبدی از طریق شیوههای مناسب
بودجهگذاری، ارزیابی پروژه مدیریت پرسنلی و اجرایی طرحها;
قابلیت ادامه حیات مالی بر مبنای بهرهبرداری کامل از بنیان درآمدی منابع محلی و مدیریت مالی و منطقی;
حساسیت
نسبت به نیازهای ناشی از رشد روزافزون شهری و برخورداری از
توانایی لازم برای برنامهریزی توسعه شهری و تامین خدمات آن، قبل و
یا حداقل همگام با ایجاد تقاضا;
حساسیت
نسبت به نیازهای ناشی از فقر شهری و بهادادن به نظرات عمومی
برای بهبود و دسترسی آنان به مسکن، خدمات اولیه و اشتغال;
توجه به حفاظت محیطی از طریق فراهم ساختن خدمات عمومی و تنظیم فعالیت بخش خصوصی.
7 - ویژگیها و شرایط محیطی
موفقیت و کارایی مدیریت شهری منوط به توجه جدی به شناسایی و
تحلیل عوامل محیطی و برون سیستمی و تاثیرات آنها دارد. برهمین اساس
موارد زیر ضروری و قطعی است:
لزوم
هماهنگی با سطح توسعه یافتگی و ارتباط متقابل توسعه انسانی: سیستم
مدیریت شهری باید بهعنوان ابزاری برای توسعه انسانی پایدار و
مشارکتی شهر و کشور طراحی و تدوین شود;
لزوم
حضور عناصر منتخب شهروندان در سیستم: ارتباط مستقیم مدیریت شهری با
شهروندان و خواستههای آنان و نیز مشارکت آنان در مدیریت شهری
ایجاب میکند که عناصر تصمیمگیری و سیاستگذاری آن بهوسیله
شهروندان انتخاب و تعیین شوند، و از این طریق همسویی و هماهنگی
مدیریت شهری با خواستههای شهروندان بهعنوان موکلین مستقیم تضمین
شود.(16) دکتر هلن مارتز این نوع مشارکت را <شهروندی> بالغ
مینامد و خاطر نشان میسازد که چنین مشارکتی میتواند موثرترین نقش
را در مدیریت شهری داشته باشد.
لزوم
تعیین دقیق جایگاه مدیریت شهری در نظام اداری و سیاسی کلان
جامعه برای طراحی سیستم مدیریت شهری و افزایش امکان موفقیت آن.
8 - سخن آخر
نظام تصمیمگیری در هر شهر، بمثابه یک سیستم دارای عملکرد است و
عناصر و روابط موجود در آن میبایستی به پیروی از کل سیستم عمل
کرده و همواره ارتباط آن را با عناصر خارجی سیستم بهصورت تعاملی
حفظ کند و چنانچه هر یک از عناصر یا روابط از حالت معقول خود خارج
گردد سیستم را با مشکل مواجه خواهد ساخت.
از اینرو، نظام تصمیمگیری شهر با هدف اداره امور شهر و تامین محیط
مناسب زندگی برای شهروندان بهعنوان زیرمجموعهای از سیستم حکومتی
بوده که باتوجه به ساختار سیاسی کلان کشور نسبت به پیگیری امور
اقدام میکند. عمده اهداف این سیستم در جهت اهداف کلان حکومت است.
باتوجه به موارد فوق، میتوان نتیجه گرفت که نظام تصمیمگیری
شهری بهعنوان یک سیستم باز برای خود اهداف، محیط، منابع و شیوههای
خاص اجرایی را داراست و چنانچه هریک از این عوامل بهعللی به
رکود کشیده شود سیستم دچار اختلال گردیده و نمیتواند به عملکرد
بهینه خود بپردازد و لذا ضروری است که همواره:
دیدگاه سیستمی به نظام مدیریت شهری تسری داده شود;
شرایط و محیط مورد نیاز برای فعالیت سیستم مدیریت شهری مهیا گردد;
به نقش مردم و مشارکت آنها در مدیریت شهری اهمیت داده شود;
ارتباطات درون سیستمی و برون سیستمی بهگونهای برقرار گردد که حداکثر بازدهی را برای اهداف سیستم ارائه دهد.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
جمعه 28 بهمن 1390 05:52 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
مولف: محمد فیض (کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده: نظام اداری در هر
کشور بدلیل ارتباط مستقیم و رو در رو با آحاد و لایه های مختلف اجتماع از
اهمیت و اعـــــتبار خاصی برخوردار میباشد و به دلیل اینکه حجم عظیمی از
خدمات دولت از طریق کانالها و بخش های مختلف دولتی بـــــــــدست شهروندان
میرسد لذا برخورداری از یک نظام اداری منسجم؛ کارآمد؛ شفاف و پاسخگو همواره
از دغدغه های دولتمردان و سیاستگذاران هر جامعه ای محسوب میگردد بطوریکه
دولتها سعی میکنند با مطالعات علمی و تدوین قوانین و مـقررات لازم و انجام
اصلاحات اداری بر توانمندیهای نظام اداری خود افزوده و از نارضایتی های
عمومی بکاهند. در این تحقیق ضمن تبیین اهمیت یک نظام اداری کارآمد و
برشمردن ثمرات و مضرات یک سیستم اداری مـــــطلوب و نا مطلوب سعی گردیده به
سیر تاریخی تحولات نظام اداری ایران در قبل و بعد از انقلاب اشاره و به
مولفه های یــک نظام اداری سالم از دیدگاه قوانین و محققین ایران و جهان
توجه و رویکردهای مربوط به اصلاحات اداری را با استــــــعانت از قوانین و
مقررات کشور و اقدامات سایر کشورها در راستای ایجاد نظام اداری کارآمد و
اثربخش مورد مطالعه قرار گیرد.
مقدمهجهان
سوم، کشورهای درحال توسعه، جوامع روبه رشد و یا ممالک جنوب، همه عناوینی
برای توصیف گروهـــــــــــی از کشورهاست که دارای تشابهات اقتصادی، سیاسی،
اداری، اجتماعی، فرهنگی، فنی و تکنولوژیک هستند. این کشورها ضمن تفاوتهای
بسیاری که با یکدیگر دارند از جهاتی آن چنان شبیه یکدیگرند که می توان آنها
را در یک گروه یــــــا دسته مورد بررسی قرار داد. یکی از جنبه های مشترک
بین کشورهای جهان سوم، خصوصیات نظام اداری حاکم بر این جوامــــــــــع و
مشکلات ناشی از آنهاست؛ خصوصیات مذکور به گونه ای مشابه اند که این کشورها
را به نحو بارزی از دیگر ممالک متمایز
می سازد. خصوصیات و مشکلات نظام
اداری حاکم بر این قبیل کشورها، زیربنایی بوده و از ویژگیهای آن می
تــــــــوان به سیاست واگذاری فعالیتهای اقتصادی به دولت و محدود ساختن
بخش خصوصی اشاره کرد. سیاست مذکور بر ایـــــن مبنای نظری استوار گردیده که
چنانچه دولتها وارد فعالیتهای اقتصادی نشوند، نابرابریها گسترش خواهدیافت،
و گروهـــهای آسیب
پذیر جامعه هرگز نخواهند توانست به منابعی دست یابند که معیارها و ضوابط متکی بر اصل عدالت اجتماعی ایجاب می کند.
اما
تحولات اروپای شرقی و تجارت کشورهای پیشرفته جهان نشان داده است که کناره
گیری دولتها از فعالیتهای اقتصادی به ندرت از روی میل صورت گرفته و در
بیشتر موارد سنگینی بار بدهی بخش دولتی و افزایش جبران نــــــاپذیر فساد
اداری و اجتماعی و همچنین کسر بودجه دولت سبب گردیده که دولتها از انجام
فعالیتهای اقتصادی کناره گیری کنند. با یک نگرش سیستمی به مبادلات بین
المللی و معادلات سیاسی و جهت گیری نظم نوین جهانی و اقتصادی و ریشه یابی
گرایش دولتهای
جهان سوم به دولتی کردن ساختارها و نهادهای موجود که
معضلات دیوان سالاری و بوروکراسی دولتی و درنهایت فساد و مخاطرات اداری را
به دنبال دارد، متوجه خواهیم شد که یکی از راههای حل بحران عوامل
تهدیدکننــده ساختار اداری این کشورها، واگذاری فعــــالیتها به بخش خصوصی و
کناره گیری دولتها از ایــن قبیل فعالیتهاست. راه حلی که عوامل موثر در
بروز
ناهنجاریهای اداری را کاهش داده و موجب اصلاح ساختار اداری کشور می گردد.
ساختاری که دربـــرگیرنده تلاشی انتظام یافته و یکپارچه است، تا بتوان از
این طریق تغییراتی اساسی در نظام اداره عمومی و سلامت آن بـه دست آورد و
توان
اداره عمومی را برای رسیدن به پیشرفت قابل ملاحظه ملی و اهداف
توسعه افزایش داد.در این مورد باید بین اصــلاح ساختار اداری و بهبود و
سلامت نظام اداره عمومی، تفاوت قائل شویم. بهبود و سلامت نظام اداره عمومی
نشان دهنــــــــده رهیافتی
هدف دار است که درجهت حل مسائل موجود گام
برمی دارد. درحالی که اصلاح ساختار اداری، فرایندی سیستماتیـــک و مستمر
است که مسائل موجود و آتی را در چارچوب چشم اندازها و مسائل زیربنایی جامعه
اصلاح و دگرگون می سازد .( عسگری ساجدی ، 1384 ، 9)
واژگان کلیدی : دولت ، تحول، حکومت،اداره
تعاریف
دولت
: به نهادهایی اطلاق می شود که دارای قدرت مشروع هستند و آن را برای
قلمروی مشخص و معین و جمعیتی که به اجتماع معروف است اعمال می کنند. ( فرج
وند ،1386، 30)
حکومت: سازمانی است که دارای تشکیلات و نهادهای سیاسی باشد . ( فرج وند ،1386، 32)
تحول: تغییر در شکل ، ساختار یا ماهیت یک چیز.
اداره : بخشی از هر وزارتخانه که وظیفه انجام دادن امور معینی دارد و خود بدایره ها تقسیم می شود.
اهمیت موضوع
کشورهای توسعه نیافته به دلیل ضعفهای گوناگون در رده «نظامهای ناکارآمد» قرار دارند و این از مشخصههای مهمی است
که
وقتی با شرایط دیگری جمع شود و در کنارآنها قرار گیرد عاملی در تثبیت
وضعیت توسعه نیافتگی و تشدید آن می شود؛ بنابراین، در نظام اداری ناکارآمد،
انواع بی نظمی ها به صور و اشکال گوناگون ظهور میکنند: تمرکز زیاد، ابهام
در قوانین و
در نتیجه تفسیرهای شخصی در اجرای قوانین ، تبعیض و فساد اداری ، نظام اداری ناکارآمد و غیر پاسخگو، اتــــلاف منابع
و بهره برداری گروهی خاص از امکانات عمومی ،ضعف در سیستم های نظارتی و در نتیجه عدم استیفای حقـــوق شهروندان
و ... موجب ایجاد بی نظمی و اتلاف منابع و امکانات جامعه و در نتیجه ایجاد نارضایتی عمومی در اجتماع میگردند.
در مقابل در یک نظام اداری کارآمد و اثربخش مشارکت مردم در امور باعث پشتیبانی مردم از برنامه های دولت گـردیده و
مردم
نسبت به نظام اداری حاکم اطمینان و اعتماد دارند. در این سیستم توجه به
نتایج سبب میگردد تا ارزیابـــــــی درستی از وظایف و کارکردهای افراد و
دستگاهها بعمل آمده و با اقدامات بهنگام از اتلاف منابع وامکانات جامعه
جلوگیــــری بعمـل آید.در این نظام اداری کارگزاران خدمت به مردم را وظیفه
قانونی خود دانسته و طرفین ضمن اطلاع و احترام به قــــانون از هرگونه
تقاضاهای غیر قانونی و نا مشروع خودداری مینمایند. پاسخگویی،مردم سالاری
،دولت کوچک ولی کارآمد،قوانین ومقررات صریح و شفاف ،عدم تمرکز ،بخش خصوصی
فعال،اخلاق گرایی و دوری از فساد و تبعیض از دیگر شاخص های
یک نظام اداری مطلوب بشمار می آید . ( باقری،1387 ، 2)
همچنین
بایستی توجه داشت تحول اداری بدون اصلاحات در نهادهای سیاسی در شرایط
موجود و رابطهاش با نظام سیاسی به نتیجه نمی رســــد زیرا :
1- نهادهای سیاسی در تعیین نوع نظام اداری نقش زیادی می توانند داشته باشند
2- با توسعه نهادهای سیاسی بهتر می توان نظام سیاسی را که دارای بوروکراسی حاکم مسلط است متوازن و متعادل کرد
3-تحول اداری بدون توسعه نهادهای سیاسی در حال حاضر موجب افزایش هر چه بیشتر قدرت بوروکــــراسی شده و در
نهایت به احتمال زیاد موجبات عدم تعادل نظام حکومتی را فراهم خواهد کرد
4-توسعه
نیافتگی سیاسی اغلب موجب تغییر زود هنگام و مداوم ساختاردر سطوح بالا و
میانی سلسه مراتــــب سازمانی در بوروکراسی گردیده و تغییرات متناوب و سریع
مقامات رسمی و مسئول در نظام اداری را در سطوح مختلف موجــــــب
می شود.( عسگری ساجدی ، 1384 ، 9)
بدین
سبب بنظر میرسد در راستای رسیدن به یک نظام کارآمد و توسعه یافته که در آن
منافع تمامی آحاد جامعه تامین گردد راه حلی بجز تغییر و تحول در نظام
اداری نیست . راه حلی که عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری را کاهش
داده و موجب اصلاح ساختار اداری کشور گردد. ساختاری که دربرگیرنده تلاشی
انتظام یافته و یکپارچه بوده، تا بتواند از ین طریق تغییراتی اساسی در نظام
اداره عمومی و سلامت آن ایجاد و توان اداره عمومی را برای رسیدن به پیشرفت
قابل ملاحظه ملی و اهداف توسعه افزایش دهد.( باقری،1387 ، 2)
تحولات ساختاری و جایگاه سیاستگزاری(رویکرد کشورهای در حال توسعه)
تغییرات
وسیعی که در جهان امروز به وقوع پیوسته و فناوری های جدیدی را به مردم
جهان عرضه داشته،روابط و ساختار کشورهای مختلف را به شیوه های متفاوتی تحت
تاثیر قرار داده است. کشورهای در حال توسعه در این فرایند، با تحولات زیادی
در الگوهای مصرف، شیوههای سرمایهگذاری، ارتباطات اجتماعی و صدها مساله
دیگر روبرو شدهاندو بدیهی است که انتظار از این تغییرات، همانا زندگی
اجتماعی مردم و ارتقای سطح رفاه عمومی است.
از سوی دیگر، به نظر میرسد
که این پدیده، به صورت یکسانی نظامها را تغییر نداده و مقاومت های
متفاوتی را به وجود آورده است. به عنوان مثال، پدیده فساد و ارتشا در
کشورهای در حال توسعه به صورت یک معضل بزرگ مطرح شده و برای بهبود شرایط،
الگوهای تغییرات ساختاری متفاوتی در پیش روی سیاستمداران قرار گرفته است.
ایران نیز تحت تاثیر سیاستهای تعدیل ساختاری، زمینه تفسیر و اصلاح اصل44
قانون اساسی را در حوزه وظایف دولت و بخش خصوصی قرار داده و میرود
که«قانون ضد انحصار» را نیز به تصویب رساند. در این میان،انحلال سازمان
مدیریت و برنامه ریزی و انحلال یا ادغام شورای پول و اعتبار همبخشی کوچک
از تغییرات پیش روی دولت بشمار میروند.
مدلها، ابزارهایی هستند که
زمینه تصمیمگیری در تحولات ساختاری را فراهم میسازند. این مدلها، به
شکلهای مختلفی عرضه میشوند. در اساس، مدلها در تحولات ساختاری سه نوع
هستند:
الف) مدل تصمیمگیری سیاسی.
ب) مدل تصمیمگیری اقتصادی.
پ) مدلهای تجمیع.
مدل
تصمیمگیری سیاسی، تحت تاثیر فرایندهای سیاسی شکل میگیرد و محیط سیاسی
را تحت تاثیر قرار میدهد. این مدل، چگونگی تصمیمگیری سیاسی را تعیین
میکندو کلیدیترین مدل در تحولات ساختاری است.
مدل تصمیمگیری اقتصادی در مقابل تحت تاثیر سه عامل زیر قرار دارد:
1) شرایط مادی.
2) امکانات خارجی.
3) رویدادهای غیرمنتظره.
.
این شرایط مهمترین گزینه در شکلدهی مدل اقتصادی میباشند، اما با وجود
این امکانات خارجی مانند تجارت، موقعیت شرکا و متحدان و سازمانهای
وامدهنده نیز نقش مهمیرا در جهتیابی مدل اقتصادی بازی میکنند. همچنین
رویدادهای غیرمنتظره و تکانههایی مانند وقوع سیل، زلزله توفان و...نیز
از جمله عواملی هستند که روند مدل اقتصادی را تغییر میدهند و کارایی آن را
با پرسش روبرو میساند.
مدل تجمیع (Accumulation ) مانند سرمایهگذاری
یا تحولات فناوری، از جمله مدلهای دیگری است که ساختار سیاسی به آن متکی
است. این مدلها تحت تأثیر انتخاب فناوری قرار دارند و دسترسی کشورهای در
حال توسعه به این تکنولوژیها، زمینهساز شکلگیری مدل تجمیع است. نمونه
این مدلها، شیوه انتخاب فناوریها مانند نانو (Nano) یا بایو (Bio) است که
در ساختار فعلی اقتصاد ایران مورد پذیرش قرار گرفتهاند.
از آنجا که
چرخه تحولات ساختاری به اشکال مختلف با این مدلها ارتباط برقرار میکند،
لذا گرایش و اهمیت دادن به نوع این مدلها حساسیتهای خاص خود را دارد و
نمیتوان نسبت به شکلگیری مدلها بیتفاوت بود. اگرچه با صراحت نمیتوانیم
مدعی ضرورت سازگاری بین این مدلها شویم، اما اگر مفروضات ساخت این مدلها
متفاوت و متعارض باشند، همسویی بین تحولات ساختاری و سیاستگذاریها محدود
خواهد بود.
این مدلها هریک در جایگاهی که قرار دارند، حکم یک برنامه را
پیدا میکنند و ضمن تاثیرگذاری، تاثیرگذار نیز هستند. از اینرو، توجه
به بافت این مدلها که تجلی آن را در برنامههای پنجساله توسعه در
برنامههای عمرانی و توسعهای، دلیلی بر این مدعا است که مدلسازان روند
ساخت مدلهای تصمیمگیری را با مفروضات زیربنایی قابلقبول دنبال
نکردهاند. از اینرو، بروز ناسازگاری و در مواردی هم تضادهای بنیادی در
شکلگیری مدلها باعث شده است که یکپارچگی در تحولات ساختاری دیده نشود.
این معضل میتواند محصول عدم همسویی بین گزینههای فناوری و ایدههای
رفتاری باشد.
مدلهای تصمیمگیری، در واقع، شناسه دستگاهها هستند و
تبیین هویت نهادها مبتنی بر چرخه شکلگیری مدلها دستخوش تغییر میشود.
بنابراین، نباید نسبت به انتخاب نوع مدل بیتفاوت بود.
در این شرایط،
جایگاه سیاستگذاری در تحولات ساختاری، موضوع قابل توجه کارشناسان و
کارگزاران سیاسی- اقتصــــــــادی است. در این زمینه شناخت تصویری کلان از
مسائل اقتصادی- سیاسی اهمیت خاصی دارد و لازم است که توجه دولتـمردان بـــه
این پدیده جلب شود. درک این موضوع ضرورت توجه به نظریه سیستمها و مدلها
را بیش از پیش با اهمیت مـــــینماید. انتظار میرود که محققان و
کارشناسان صاحبنظران، توجه خود را به این تحولات معطوف دارند و تلاش خود را
در زمــــــینه دستیابی به راهکارهای منطقی را منسجمتر سازند.چگونه
میتوان با کمترین هزینه،اصلاحات ساختاری را درکشورهای در حال توســـعه
نهادینه نمود؟ در شرایط ایران که تحولات ساختاریاش در یکصد سال اخیر بسیار
زیاد بوده است. بدون تردید آزادسازی نهادها از قید و بند بوروکراسی یک
الزام است، اما این مهم با حذف نهادهای ستادی تحقق نمییابد . این موضوعات
در چرخه تحولات، بازخوردهای متفاوتی را ایجاد میکنند. برای مثال، حذف
همزمان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در کنار شورای پول و اعتبار، مسولیت
خطیری را برای نهادهای جایگزین ایجاد میکند. در واقع، باید بپذیریم که
«بحرانها» با حذف نهادها حل نمیشوند، بلکه شیوه رویارویی با بحرانها،
به تغییرات جدید ساختاری بستگی دارد.
سادهاندیشی است اگر فکر کنیم که
ساختار دیوانسالاری جامعه دیگری نیاز به خدمات کارشناسی برنامهریزی و
تخصیص منابع نخواهد داشت. البته این مهم میتواند از طریق «کمیسیون
برنامهریزی» در ابعادی کوچکتر جایگزین شود. شکی نیست که ابعاد دولت ایران
نسبت به تولید ناخالص ملی بسیار زیاد است، لذا کوچکسازی دولت باید به
عنوان یک هدف در مدنظر قرار داشته باشد، ولی این مهم باید از طریق اصل
جایگزینی دنبال شود ( عبیری ، 1386، 56 و59 و60)
سلامت و ضعف سازمانی و نظام اداری
سلامت
به معنی فقدان بیماری و نارسایی در ارگـــانیسم است. مایلز معتقد است صرف
نظـــــر از اشکالاتی که مفهـــــوم ارگانیسم پنداری سازمان و نوع آرمانی
بودن مفهوم سلامت کامل به بار می آورند. رویکرد سلامت سازمانی از لحاظ فهم
پویاییهای سازمانها و پژوهش و کوشش جهت بهسازی آنها، مزایای علمی قابل
ملاحظه ای دارد. سلامت سازمانی را مایلز در سال 1969 تعریف کرد و ضمن
پیشنهاد طرحی برای سنجش سلامت سازمانها، خاطرنشان کـــرد که سازمان همیشه
سالم نخواهدبود. به نظر او سلامت سازمانی به دوام و بقای سازمان در محیط
خود و سازگاری با آن و ارتقا و گسترش توانایی خود برای سازش بیشتر اشاره می
کند. ( جاهد ، 1384 ، 1)
1- سلامت سازمانی و اثربخشی
شاین می گوید
که نظریه های قدیمی سازمان عواملی نظیر به حداکثر رساندن سود، فراهم ساختن
خدمت مفید، تولید زیاد و روحیه قوی کارکنان را به عنوان معیارهای کافی برای
اثربخشی قبول دارد. لکن آنچه پذیرش دائمی این معیارهـــا را متزلزل کرده
دو عامل زیر بوده است:
1-کشف این واقعیت که هرگاه معیار سنجش تنها سودآوری و خدمت مفید باشد، سازمانهای ظاهراً معقول دارای روشــی موثر و کارآمد نیستند.
2-
پی بردن به این واقعیت که سازمانها وظایف گوناگونــی را انجام می دهند و
هدفهای جداگانه ای دارند که پــاره ای از آنها ممکن است با هم تضاد داشته
باشند.
با قبول اینکه هر سیستمی دارای وظایف مختلفی است و در محیطی به
حیات خود ادامه می دهد که داده های غیرقابل پیش بینی برای آن فراهم می کند،
اثربخشی یک سیســـتم را می توان برحسب توانایی آن به ادامه حیات خود در
موارد بـحرانی، سازش، حفظ خود و رشد و توسعه اش بدون توجه به وظایف خاصی که
انجام می دهد تعریف کرد و از این نوع ایــــــده افرادی مثل آرجریس،
تریست، بنیس، رایس و افــــرادی دیگر نیز به طور قاطع پشتیبانی کرده اند.
به
عقیده بنیس اگر سازمانها را به عنوان ساختمانهای سازش پذیر، حلال مشکلات و
ارگانیک موردملاحــــــظه و توجه قرار دهیم، در این صورت اشتباهات مربوط
به اثربخشی باید براساس فعل و انفعالاتی صورت گیرد که ســـــازمان با
اتخـــاذ آنها مشکلات را بررسی و حل و فصل می کند، نه از اندازه گیریهای
جامد و استاتیک بازار کار.
با ملاحظه روی تعریفی که شاین، بنیس و
دیگران از اثربخشی دارند درمی یابیم که سلامت سازمــانی به عنوان معیاری
برای تعیین اثربخشی سازمان نیز به کار می رود. هر سازمانی برای اینکه
اثربخش باشد قبل از هر چیز بــــــــایستی بتواند در موارد
بحرانی ضمن
انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به
کار گرفته و بــــــــــــا نیروهـــای تهدیدکننده خارجی به طور موفقیت
آمیزی برخورد کرده و نیروی آنها را درجهت هدف اصلی سازمان هــــــــایت کند
و همواره با حفظ تواناییهای بقای خود، آن را رشد و توسعه دهد و به تعبیری
دیگر از سلامتی سازمانی برخوردار بــــــاشد. در
مدل پیشنهادی پارسونز
نیز، در هر زمانی سیستم اجتماعی برای ادامه حیات خود و یا به عبارتی برای
تـــــــــــامین سلامتی و اثربخشی خود ضروری است که چهار مشکل اساسی یعنی
انــــــطباق، نیل به هــــــــدف، انســـــجام و یگانـــــگی، و دوام
(فرهنگ و ارزشها) خود را حل کند. ( جاهد ، 1385 ، 5)
2- عوامل تهدید کننده سلامت نظام اداری
الف )عوامل بیرونی (سازمانی)
1) عدم تفکیک پستهای سیاسی از پستهای اجرایی، که فاقد شایسته سالاری و تخصص و طی سلسله مراتب اداری است
2) فقدان نظام انتصابها بر اساس شایستگی
3) عدم وجود سیستم ارزشیابی عملکردی واحدهای اداری و سیستم پاسخگویی
4)
عدم وجود ارتباط ارگانیک و تعریف شده بین سازمانها و نهادهای کشور، علت
وجودی و موفقیت هر سازمان به تأمین نیازمندیهای سایر سازمانها و در
نهایت رضایت خاطر آنها بستگی دارد
5)عدم وجود توجیه منطقی حیات بعضی از
سازمانها، تنها منافع مدیران و کارکنان است که سازمان را نگه می دارد
نـــــه ضرورت و نیاز واقعی به آن سازمان
6) استخدام مادام العمر( جاهد ، 1384 ، 5)
ب) عوامل درونی (متغیرهای مدیریتی)
الف) برنامه ریزی ب) سازماندهی ج) کنترل و نظارت د) مدیریت منابع انسانی ه)رهبری و) فرهنگ سازمانی
( جاهد ، 1384 ، 5)
3- ابعادسلامت سازمانی از نگاه صاحبنظران
الف)سلامت سازمانی از دیدگاه لایدن و کلینگل
لایدن
و کلینگل باتوجه به یافته های تحقیق آماری که درمورد ارزیابی سلامت
سازمانی انـــــــجام داده اند برای سلامت سازمانی 11 مؤلفه (بعد جداگانه
اما مرتبط به هم) ارائه کرده اند:
بعد اول) ارتباط: در سازمان سالم
ارتباط مستمر میان کارکنان و به همان خوبی میان زیردستان و فرادستان باید
تـــسهیل شود. ارتباط باید دوطرفه باشد و در سطوح مختلف سازمان برقرار
باشد. در سازمان سالم، بحثهای چهره به چهره بــــه همان اندازه اهمیت اسناد
و مدارک نوشته شده، مهم است.
بعد دوم) مشارکت و درگیر بودن در سازمان:
در یک سازمان سالم کارکنان همه سطوح به طور مناسبی درگیر تصمیم گـــیریهای
سازمـــــان می شوند.
بعد سوم) وفاداری و تعهد: در سازمان سالم یک جو
اعتماد بالایی میان اشخاص وجود دارد. کارکنان منتظر این هستند که سر کار
بیایند و احساس می کنند شرکت آنها مکان خوبی برای کارکردن است.
بعد
چهارم) اعتبار یا شهرت موسسه یا شرکت: یک سازمان سالم ادراکات از اعتبار و
شهرت مثبت را به کارکنان منعکس می کند، وکارکنان به طور کلی به شهرت و
اعتبار بخش یا حوزه خود ارزش قائلند.
بعد پنجم) روحیـــه: روحیه مناسب
در سازمان به وسیله یک جو دوستانه درجایی که کارکنان عمدتاً همدیگر و
شغلشان را دوست دارند و رویهمرفته هم به طور شخصی و هم به خاطر سازمــــان
برانگیخته می شوند، نمایش داده می شود.
بعد ششم) اخلاقیات: در یک سازمان
سالم عموماً رفتار غیراخلاقی وجود ندارد. کارکنان تمایل دارند بیشتر به
اخلاق بـــاطنی ارزش قائل شوند و جایی را برای سیاست در سازمان نبینند.
بعد هفتم) شناسایی یا بازشناسی عملکرد: در یک سازمان سالم کارکنان برای به فعلیت درآوردن استعدادهایشان تشویق می شوند
و موردحمایت قرار می گیرند، عموماً آنها احساس می کنند ارزشمند هستند، آنها به طور مناسبی بــــرای پیشـــرفت درون
یک جوی از حق شناسی و مراقبت شناسایی می شوند.
بعد
هشتم) مسیر هدف: درون یک جو سالم کارکنان می توانند تمرکز بالای بخشهایشان
را تشخیص دهند و اهــداف را درون سازمان تشخیص دهند چون در تنظیم اهداف
مشارکت دارند.
بعد نهم) رهبـــری: رهبران به عنوان عامل تعیین کننده ای
بر سوددهی و اثربخشی سازمان به شمار می روند و عموماً رفتاری دوستانه دارند
و کارکنان به راحتی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
بعد دهم)
بهبود یا توسعه کارایی کارکنان: در یک محیط سالم سازمانی، اغلب هیئت ویژه
ای برای حمایت از آموزش و بــــهبود مستمر نیروهای موجود در سازمان وجود
دارد.
بعد یازدهم) کاربرد منابع: کارکنان باید مشاهده کنند که منابع و
امکانات به طور شایسته و به طریق سازگار با انتظارات آنها از پیشرفتشان،
بین آنها تقسیم شده است. ( جاهد ، 1384 ،4)
ب سلامت سازمانی ازدیدگاه مایلز
مایلز
ویژگیهای سازمان سالم را در تامین سه نیاز اصلی یعنی: 1 - نیازهای وظیفه
ای سازمان 2 - نیازهای بقا و... 3 - نیازهای رشد و توسعه سازمان، دانسته و
باتوجه به این سه نیاز، ابعاد سلامت ســـــازمانی را شامل 10 مورد زیر می
داند: سازگــاری، شایستگی حل مسئله، تمرکز بر اهداف، شایستگی ارتباطات،
حداکثر برابری قدرت، به کارگیری منابع، انسجام و یــگانگی، روحیه، استقلال،
نوآوری.
سه مـــورد اول را جزو تامین نیازهای وظیفه ای سازمان هستند و
نیازهای بقا شامل سه مورد بعدی می شوند و ابعاد نوآوری، استقلال، سازگاری و
شایستگی حل مسئله در چارچوب تامین نیازهای رشد و توسعه قرار می گیرند. (
جاهد ، 1384 ،4)
ج ) سلامت سازمانی از دیدگاه عباس زاده
1- در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است
2- دارای قابلیت انعطاف و خلاقیت برای ایجاد تغییرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است
3- نسبت به اهداف سازمان دارای یگانگی و تعهد است
4-
حمایت داخلی و آزادی از ترس و تهدید را فراهم می آورد، زیرا تهدید به
ارتباط خوب و سالم آسیب می رساند، قابلیت انعطاف را کاهش داده و به جای
علاقه به کل نظام، حفاظت از خود را تحریک می کند. ( جاهد ، 1384 ،2)
د ) سلامت سازمانی از دیدگاه ساعتچی
براساس
ابعاد و ویژگیهایی که مایلز، بنیس، سرجیووانی، آرجریس، پارسونز و دیگران
برای سازمانهای سالم قائلند، سـاعتچی ویــژگیهای سازمان سالم را به شرح زیر
بیان می کند:
1- اهداف موسسه برای اکثریت کارکنان سازمان روشن است و کلیه فعالیتها درجهت اهداف انجام می پذیرد
2-
کارکنان نسبت بـــه سازمان احساس تعلق می کنند و علاقه مند به اعلام نظرات
خود درمورد مشکل هستند؛ زیـرا نسبت به حل آنها با خوش بینی اقدام می شود
3-
مسائل در چارچوب امکانات موجود به صورت فعال و واقع بینانه برطرف می شود.
کارکنان در جهت حل مشــــکلات به صورت غیررسمی و فارغ از عنوان و مقام رسمی
با یکدیگر همکاری می کنند و درگیر این نیستند که ببینند مدیران سطح بالا
چگونه فکر می کنند و حتی خواسته ها و نظرات رئیس موسسه را موردسوال قرار می
دهند
4- تصمیم گیری برای افزایش کارایی موسسه براساس عواملی از قبیل
توانایی، احساس مسئولیت، وجود اطلاعات، حجــــم کار، زمان منــــاسب و
تجزیه وتحلیل منطقی صورت می گیرد
5- برنامه ریزی در موسسه براساس
واقعیتها، آینده نگری، عملکرد و برقراری نظم صورت می گیرد و در این مــورد
روحیــه همکاری وجود دارد. به عبارت دیگر، قبول مسئولیت توسط مشـــارکت
فعال کلیه اعضا به خوبی مشاهده می شود
6- قضاوت و خواسته های منطقی کارکنان سطوح پایین سازمان موردتوجه و احترام است
7- مسائلی کـــــه در موسسه موردبررسی و حل و فصل قرار می گیرند، شامل نیازهای شخصی و روابط انسانی نیز می شود
8-
تشریک مساعی به صورت آزاد و داوطلبانه صورت می گیرد. کارکنان آماده برای
کمک و همکاری سازنده درجـــهت نیل به اهداف تعیین شــــده هستند، و در این
راستا تلاش زیادی می کنند
9- هرگاه بحرانی موسسه را تهدید کند، برای رفع آن با یکدیگر متحد شده و خود را موظف به رفع بحران می داننـــــــــد
10-
تضاد در امر تصمیم گیری مهم تلقی می شود و به طور موثر با همکاران مطرح می
گردد، کارکنان آنچــه را احســاس می کنند ابراز می دارند و از دیگران نیز
همین توقع را دارند
11- یادگیری حین انجام کار به مقدار زیادی براساس
طریق، و کوشش خود یادگیرنده و راهنمایی و توصیه یاددهـــــــنده صورت می
گیرد. کارکنان یکدیگر را به عنوان یک فرد مستعد و توانا برای یادگیری و
توسعه می بینند؛ انتقاد گـــــــروهی درارتباط با پیشرفت کار به طور عادی
انجام می گیرد؛ صداقت در رفتار کاملاً مشهود است و کارکنان نسبت به
یکــــــدیگر احساس احترام و تعلق دارند و خود را تنها حس نمی کنند
12- کارکنان کاملاً متحرک هستند. براساس انتخاب و علاقه در فعالیتها مشارکت می کنند و حضور در موسسه برایشان مهم و لذت بخش است
13-
مدیریت و رهبری به صورت انعطاف پذیری در موسسه اعمال می شود و در مواقع
لزوم، مدیریت و سازمان خــود را با موقعیتها و تغییرات محیط تطبیق می دهد
14-
حس اعتماد، آزادی ومسئولیت متقابل در بین همکاران زیاد است. افراد واقف
هستند که چه چیزهایی برای سازمان مهم است و چه چیزهایی کم اهمیت
15- قبول ریسک به عنوان یکی از شرایط توسعه و تغییر، موردقبول مدیریت و کارکنان موسسه است
16- موسسه معتقد است که افراد باید از اشتباهات گذشته یاد بگیرند که چنین اشتباهاتی اثراتی در کار داشته است
17- عملکرد ضعیف در موسسه به فوریت تشخیص داده می شود و به طور منــاسب و دسته جمعی برای رفع آن اقــــــدام
می گردد
18-
ساخت سازمانی و خط و مشی ها و دستورالعملها طوری تنظیم شده است که بتواند
کارکنان را در انجام وظایف کمک کرده و بقا و سلامت موسسه را در بلندمدت
تضمین کند. درضمن ساخت ســازمانی، دستورالعملها و خط مشی هــــــــــای
سازمــان در موارد لزوم تغییر می کند تا موسســه بتواند خود را با شرایط
محیطی تطبیق دهد
19- در موسسه علاوه بر نظم، تحرک سازنده وجود دارد و
ابداعات و ابتکارات به مقدار زیادی مشهود است. روشهای سنتی موردسوال
قرارگرفته و درصورت عدم کارایی کنار گذاشته می شود
20- سازمان، سرعت خود
را با امکانات و تغییرات بازار که خریدار محصولات و یا خدمات موسسه است
تطبیق می دهد، و کارکنان سعی در پیش بینی آینده دارند
21- بین مسئولیت و اختیار تعادل منطقی وجود دارد و امور موسسه به دلیل نداشتن بوروکراسی بیمار، به سرعت انجـــــــام
می شود( جاهد ، 1384 ،2)
4- ابعاد ضعف سازمانی از نگاه صاحبنظران
ضعف سازمانی از دیدگاه لایدن و کلینگل
1 - کاهش سودمندی و منفعت سازمان
2 - افزایش غیبت کارکنان
3 - فقدان کانال های ارتباطی باز
4 - اتخاذ همه تصمیمات در سطوح عالی سازمان
5 - فقدان تعهد کارکنان نسبت به سازمان
6 - وجود سطوح پایینی از روحیه و انگیزش در کارکنان
7 - نادیده انگاشتن اعتبار سازمان توسط کارکنان
8 - فقدان وجود رفتارهای اخلاقی در سازمان
9 - اهداف منظم و دسته بندی شده
10 - فقدان دوستان مجرب و با اطمینان برای کارکنان در سازمان
11 - فقدان برنامه های آموزشی و توسعه ای
12 - فقدان اعتماد بین کارکنان سازمان( جاهد ، 1384 ،3)
تحول اداری
1) مفهوم تحول اداری
هدف از تحول اداری عبارت است از تقویت توانمندی های نظام اداری در جهت ایفای کارآمد وظائف و نقش فعــــــــــــلی
دولت و یا به تعبیری دیگر هدف از تحول اداری، انطباق نقش ها، توانمندی ها و
قابلبتهای نظام اداری است که امری حیاتی و برای توسعه ضروری می باشد.
موضوع نوین سازی و ایجاد تحول در نظام اداری متناسب با پیشرفت های
تـــــــــکنولوژی در راستای تحقق خواسته های جامعه می باشد.
تحول اداری
فرایندهای متعددی همچون مشارکت عمومی کارکنان، اصلاح ساختارهای اداری،
تناسب وظایـــف و اختیارات، توانمندسازی کارکنان و مدیران، پاسخگویی
دولتمردان در مقابل شهروندان، نظارت بر نــــــظام اداری و تــــوسعه شیو ه
های اطلاعاتی و ... را دنبال می کند. (استاد زاده ، 1387 ، 2 )
2) عناصر کلیدی در تحول اداری
الف
) ساختار سازمانی: که الگویی از تعاملات و هماهنگی طراحی شده از طرف
مدیریت برای مرتبط ساختن وظایف افراد و گروهها به منظور نائل شدن به
هدفهای سازمانی است .
ب ) فناوری : شامل دانش ، ابزار و وسایل روشهای انجام کار است که یک سازمان برای تولید محصولات و توزیع خدمات خود به کارمی گیرد .
ج
) نیروی انسانی : منظور ایجاد دگرگونی افراد در محیط کار، اصلاح مهارتها ،
ادراکها ، برداشت ها و رفتار مورد لزوم برای انجام وظایف کاری است. به
منظور افزایش میزان تاثیر دگرگونیهای صورت گرفته در دیگر عناصر سازمانی، از
قبیل: ساختار سازمانی و فناوری ، دگرگونی در بخش نیروی انسانی لازم است .
د
) فرهنگ سازمانی : منظور از فرهنگ سازمانی ، مجموعه ای از ارزشها، تعهدها و
باورهای مشترک میباشد که اعضای یک سازمان را به هم پیوند می دهد
(پورکیانی وپیرمرادی ، 1387 ، 4 )
3)هدفهای تحول اداری
الف ) افزایش سازگاری بین ساختار ، فرایندها، استراتژی ، افراد و فرهنگ سازمان
ب ) ایجاد و توسعه راه حلهای نو و خلاقانه در سازمان
ج ) توسعه توانایی نوسازی سازمان
فرنچ
و ندل بیان می دارد که بهبود سازمانی تلاشی طولانی مدت برای تقویت توان حل
مسئله سازمان و نوسازی فرایندهای آن مبتنی بر مدیریت موثر و فرهنگ مشارکت
پذیری با استفاده از عوامل تغییردهنده (مداخلهگر) و بهرهگیری از
دانـــــش رفتاری است.
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -
جمعه 28 بهمن 1390 05:44 ب.ظ
نویسنده :
مهندس بختیار علیزاده
مقدمهدنیای امروز، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام
ابعاد است. تجارت جهانی در ابتدای هزاره سوم نیز از این قاعده خارج نیست و
در سطحی گسترده و با سرعت هرچه تمامتر متحول شده است. حال و هوای امروز
تجارت نشان از جهانیشدن آن دارد، فرآیندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ
ظرفیتهای مختلف تجاری شده است. تجارت به عنوان موتور رشد اقتصاد ملی،
حلقه پیوند اقتصاد بینالمللی و اقتصاد ملی است. در بعضی از کشور ها
علیرغم اقداماتی که در جهت رشد تجارت خارجی و حضور بیشتر در بازارهای
جهانی صورت گرفته است. اما متاسفانه به لحاظ اصرار نابجا و اتکای بیش از حد
به سیستم سنتی، هنوز تحولاتی که متناسب با شأن و جایگاه آن کشورها باشد در
صحنه تجارت بینالمللی به وجود نیامده است. بهرهگیری از برنامهریزیها،
سیاستگزاریها، ابزارها، شیوهها و روندهای نوین تجارت بینالمللی رویکردی
است که باید مورد توجه فعالان عرصه تجاری قرار گیرد.
در مجموع می
توان گفت که گردشگری مجموعه فعالیتی هست که در جریان مسافرت یک گردشگر
اتفاق می افتد. این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر،
مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همچنین
فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد نظیر خرید
کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می گیرد. به طور
کلی می توان هرگونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک سیاحتگر
اتفاق می افتد را گردشگری تلقی کرد.
این تعریف چهار مرحله از فعالیت مصرف کننده را دربر می گیرد:
•
اقدامات اولیه نظیر کسب اطلاعات، پرس وجو از اقوام و دوستان، نگه داری جا
یا برنامه ریزی برای یک بازدید روزانه و آماده شدن برای سفر.
• مسافرت به مقصد و بالعکس که احتمالا شامل توقف شبانه در مسیر نیز می شود.
• فعالیت هایی که در مقصد انجام میشود و ممکن است به صورت یکنواخت و معین یا بسیار متنوع باشد.
• فعالیت های بعد از سفر نظیر چاپ عکس و گفت و گو و بحث درباره تجارب سفر.( میل و موریسون ، 1992 )
این
مراحل متوالی نقطه آغاز خوبی برای تحلیل فعالیت گردشگری هستند و دیدگاه
روشنی را درباره چگونگی و دلایل انجام سفر و نقطه نظرهای افراد درباره
عوامل با ارزش هر سفر و همچنین نکات مهمی را درباره توانایی یک مقصد در جلب
دوباره گردشگر پیش روی قرار دهد.
همچنین برخی از صاحب نظران، گردشگری
را در قالب یک شبکه مبدا – مقصد مورد بررسی قرار داده اند.برای مثال تعریفی
از پیرس در رابطه با گردشگری را در زیر آورده ایم:
گردشگری فعالیتی چند
جانبه بوده و از آنجاکه در مراحل مختلف آن از مبدا تا مقصد، خدمات
گوناگونی درخواست و عرضه می شود از لحاظ جغرافیایی نیز پیچیده است. علاوه
بر این احتمالا در کشور یا منطقه ای تعداد زیادی مبدا یا مقصد وجود دارد که
اغلب آنها دارای هر دو خصوصیت حرکت(مبدا) و پذیرش(مقصد) هستند.(پیرس 1989)
پس
طور خلاصه چنین می توان بیان کرد که, توریست به عنوان مسافر تفریحی در نظر
گرفته شده, هر چند که در سال های اخیر شامل هر گونه مسافرتی می شود که شخص
به واسطه آن از محیط کار و زندگی خود خارج شود. که در بعضی از منابع
توریست ها کسانی هستند که سفرشان کمتر از 24 ساعت و بیشتر از 1 سال نباشد.
در کل کلمه توریست از زمانی پدید آن که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه
اشراف پیوستند. از زمانی که مردم جامعه داراتر شدند, این امر ممکن و بدیهی
شد که مردم طبقات پائین و متوسط جامعه که شغل ثابتی داشتند در سلامت و با
اندوخته ای ( پس اندازی) کافی بازنشسته شوند.
اغلب توریست ها بیش از هر
چیز به آب و هوا, فرهنگ با طبیعت مقصد خود علاقمند هستند, ثرونمندان همیشه
به مناطق دوردست سفر کرده اند, البته نه به صورت اتفاقی, بلکه در نهایت به
یک منظور خاصی به طور مثال: برای دیدن ساختمان های معروف و آثار هنری دیگر.
آموختن زبان های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت و000.
در سال 1925 کمیته مخصوص آمارگیری مجمع ملل افراد زیر را توریست شناخت:
? کسانی که برای تفریح و دلایل شخصی با مقاصد پزشک و درمانی سفر می کنند.
? کسانی که برای شرکت در کنفرانسها, نمایشگاهها, مراسم مذهبی, مسابقات ورزشی و از این قبیل به کشورهای دیگر سفر می کنند.
? کسانی که به منظور بازاریابی و امور بازر گانی مسافرت می کنند.
? افرادی که با کشتی مسافرت می کنند و در بندری در مسیر راه تا 24 ساعت اقامت می نمایند.
در
سال 1937 نیز کمیته ویژه ای در رم (ایتالیا) جهت بررسی پاره ای از مسائل
صنعت توریسم تشکیل گردیدو تعریفی به این شرح از توریست ارائه داد:
افرادی که در یک دوره 24 ساعته یا بیشتر به یک کشور خارجی سفر می کنند توریست خوانده می شوند.
این کمیته مسافرتهای زیر را به عنوان حرکتهای توریستی به شمار آورد:
? افرادی که جهت خوش گذرانی, دلایل شخصی و یا مسائل بهداشتی به مسافر ت می روند.
? افرادی که جهت انجام کارهای بازرگانی مسافرت می کنند.
? افرادی که برای شرکت در کنفرانسها مسافرت می کنند.
? افرادی که به یک گردش دریایی می روند.
دکتر پ. برنکر عضو انستیتوی بررسی جهانگردی وین, در تعریفی از توریسم عنوان می دارد:
هنگامی
که تعدادی از افراد یک کشور به طور موقت محل اقامت خویش را ترک نموده و به
منظور گذران ایام تعطیل, بازدید از آثار تاریخی, شرکت در مسابقات و
کنفرانسها, دیدن اقدام و خویشان, از نقطه ای به نقطه دیگر بروند, جهانگردی
آغاز می گردد.
بنابراین , عامل توریستی یا جهانگردی کسی است که عمل جهانگردی را انجام می دهد و به سه دسته تقسیم می شود:
? توریستهایی که از خارج وارد کشور می شوند.
? توریستهایی که از کشور خود به کشور دیگر مسافرت می کنند.
? توریسهایی که مقیم کشور خود هستند و در داخل کشورشان مسافرت می کنند.
طبقه بندی انواع توریسم
توریسم
دارای انواع مختلفی بوده که بر اساس عوامل متعدد می توان تقسیم بندیهایی
را برای آن قائل شد. مهمترین عوامل که می توان بر اساس آن انواع مختلفی از
توریسم را تعریف و طبقه بندی نمود عبارتند از:
? از نظر زمانی:
فعالیتهای گردشگری را بشکل کوتاه مدت( کمتر از یک روز), میان مدت( یک تا سه
روز) و دراز مدت( بیش از سه روز) از یکدیگر تفکیک می کند.
? از نطر مکانی: گردشگری را بصورت فعالیتهای گردشگری در حوزه نزدیک, حوزه میانی و حوزه خارج یا دور تقسیم بندی می کند.
? از نظر تابعیت: گردشگران به دو گروه گردشگران خارجی و بین المللی و گردشگران داخلی تقسیم می گردد.
?
از لحاظ انگیزه سفر: بر اساس آن گردشگری با انگیزهای استراحتی, تفریحی,
درمانی, زیارتی, فرهنگی, اقتصادی, ورزشی و 000 از یکدیگر تفکیک می شوند.
?
از نظر فصل گردشگری: موسم گردشگری را بر اساس فصول مختلف سال طبقه بندی می
گردد. در این طبقه بندی دو فصل تابستان و زمستان از اهمیت بالاتری نسبت به
فصول بهار و پائیز می یابند.
? از نظر شکل و سازمان دهی سفر: مانند سفرهای انفرادی, گروهی, خانوداگی و 000 که ترکیب گردشگری را تعیین می کند.
? از لحاظ وسیله نقلیه مورد استفاده: بر اساس نوع وسیله نقلیه مورد استفاده برای انجام سفر طبقه بندی می شود.
از
لحاظ نوع و محل اقامت: گردشگران را بر اساس نوع و محل اقامت, هم از نظر
کیفی و هم کمی طبقه بندی می کند. مانند گردشگران مقیم در هلتها,
مهمانپذیرها, خانه های ویلایی و یا پانسیونیهای خانگی, کمپینگ000 . (مجله
علمی- پژوهشی فضای جغرافیایی)
حمل و نقل، شاید یکی از تسهیلات مهم
برای گردشگران، آسانی ورود به یک کشور یا منطقه باشد تعداد و موقعیت مکانی
فرودگاهها، بندرها و توسعه جادهها و دیگر شبکههای حمل و نقل از اهمیت
اساسی برخوردار است. گردشگران گاهی برای رسیدن به مقصد و بازگشت ازطریق
ترکیبی از حمل و نقل هوایی – دریایی یا هوایی – زمینی بهره میبرند. همچنین
معمولاً گردشگران مبادی ورودی – خروجی مختلفی را در بازدید از یک مقصد
انتخاب میکنند (داسویل، 1997: 60) که هر یک از آنها ویژگیها و ساختار
خاصی دارند؛ پیاده روی، دوچرخهسواری، ماشینهای شخصی، وسایل نقلیه جادهای
همگانی، ترددهای ریلی، دریایی و هوایی از اشکال گوناگون حمل و نقل محسوب
میشوند. (دولت آبادی و یعقوب زاده، 1388)
حمل و نقل هوایی ؛ هواپیما
یکی از رایجترین وسایل مسافرت گردشگران است. در آلمان از سال 1910 و در
آمریکا از سال 1914 نخستین خط هوایی افتتاح گردید. از زمانی که در سال 1935
اولین هواپیما 21 مسافر را جابجا کرد گر چه زمان زیادی نمیگذرد ولی این
صنعت رشد بسیار سریع و فوقالعادهای داشته است. شرکتهای ایرباس و بوئینگ
پیشتاز صنایع هواپیمایی هستند. برخی از کشورها نیز در حال ایجاد و توسعه
پروازهای فضایی به مدار زمین و کره ماه هستند. پروازهای هوایی به دو شکل
منظم و پروازهای دربست میباشد. با این وجود بیشتر تفریحات، گردشها و
مسافرتها با پروازهای منظم انجام میشود (گی، 1385: 76). این صنعت همواره
با فرازونشیب هایی مواجهه است: فصل، قیمت سوخت و اقدامات تروریستی میتواند
فعالیتهای خطوط هواپیمایی را تحت تأثیر قرار دهد.
تاسیسات اقامتی مورد نیاز توریست
مجموعه
واحدهایی که برای اقامت گردشگران, خدمات اقامتی و یا وابسته به آنرا ارائه
می دهند تاسیسات اقامتی نامیده می شوند. انواع تاسیسات اقامتی توریستی
عباتند از:
? هتل: اقامتگاهی است با کیفیت و درجه بندی مختلف که
متناسب با امکانات, وسعت, تجهیزات, تعدادی اتاق و تخت از یک تا پنج ستاره
طبقه بندی می شوند.
? متل: اقامتگاههایی هستند که بصورت مجموعه یا منفرد در مسیر راههای ارتباطی اصلی عمدتا برای مسافران عبوری احداث می شوند.
?
مسافرخانه یا مهمانپذیر: تاسیسات اقامتی ساده و ارزان قیمتی هستند که
عموما خدمات اقامتی ارائه می دهند و از نظر کیفیت پائین تر از هتلها قرار
دارند.
? مجتمع توریستی: به مجموعه ای از تاسیسات اقامتی, پذیرایی,
تفریحی, تفرجگاهی, ورزشی گفته می شود که دارای تاسیسات متنوع بوده و
مهمانان ضمن اقامت در آنها می توانند از خدمات جانبی دیگری که در آنها وجود
دارد, استفاده نمایند, تاسیسات اقامتی در مجتمع های توریستی متنوع است و
می تواند بصورت اتاق, ویلا, آپارتمان, کمپینگ, محل پارک کاروان یا اتاقهای
سیار که با اتومبیل یدک کشیده می شوند باشد.
? اردوگاه جهانگردی: به
مجموعه ای از تاسیسات اقامتی منفرد گفته می شود که بصورت واحدهای مجزا از
هم در محوطه ای باز ساخته می شوند. عمدتا این اردوگاهها دارای اتاقکهای
کوچک و ساده ای هستند که برای مشتریان کم در آمد در نظر گرفته می شوند.
?
بنگالو: به مجموعه ای از اقامتگاههای منفرد گفته می شود که دارای یک اتاق
بزرگ با امکانات آشپزخانه, سرویس بهداشتی بوده و اغلب بصورت یک سوئیت یک
اتاقه ساخته می شود.
? شاله: به خانه های ییلاقی گفته می شود که در
نواحی کوهستانی با مصالحی مانند چوب ساخته می شوند. شاله ها می توانند
ابعاد متفاوت داشته باشند.
? پانسیون : به نوعی واحد اقامتی گفته می شود که ظاهری ساده داشته و ضمن اقامت از خدمات پذیرایی نیز برخوردار است.
?
پانسیونهای خانگی: به واحدهای اقامتی گفته می شود که در تعداد از اتاقهای
ساختمان مسکونی صاحبان آن خدمات اقامتی ارائه می دهند. در اینگونه
پانسیونها, خانواده صاحب پانسیون تعدادی از اتاقهای مازاد خود را به اقامت
مسافران اختصاص داده و از آنان پذیرایی می کنند.
? ویلاهای خصوصی: به
این نوع اقامتگاهها در ادبیات گردشگری خانه دوم نیز می گویند. خانه های
دوم که عمدتا در مناطق توریستی احداث می شوند, بصورت اختصاصی توسط صاحبان و
مهمانان آنها مورد استفاده قرار می گیرند. مسافران اینگونه خانه ها هر چند
که عملکرد توریستی دارند, لیکن ازنظر اقامت به تاسیسات اقامتی موجود در
محل وابسته نیستند. لیکن نیازهای روزمره خود را از محل تهیه کرده و از
خدمات موجود در مناطق توریستی استفاده می کنند.
? اقامتگاههای آزاد:
این نوع اقامتگاهها فضاهای باز و آزادی هستند که هیچگونه تاسیساتی ندارند و
صرفا بخاطر زیبایی محل برای بر افراشتن چادر یا اقامت در فضای باز مورد
استفاده مسافران قرار می گیرند. نمونه این نوع اقامت را می توان تقریبا در
نمای شهرهای توریستی مشاهده کرد که مسافران در کنار پیاده روها یا چمن های
پارکهای شهری چادر برافراشته و بیتوته می کنند.
پرواضح است که هریک
از مقصدهای گردشگری چه در سطح محلی و چه در سطح ملی و بین المللی, نوعی
ارتباط را بین خود و گردشگران برای تبادل اطلاعات برقرار می کند. در واقع
این مقصدها, اطلاعات را از طریق منابع و یا کانال های مختلفی که خود از
سیستم های اطلاعاتی تشکیل شده و در حال فعالیت نیز می باشند, دریافت می
کنند. در واقع سیستم اطلاعات گردشگری شامل تمام کانال های اطلاعاتی مورد
استفاده برای جذب گردشگر اثر خود را به نسبت شرایط مقصد بر تصمیم سازی
مسافرت خواهد گذاشت.
بخش مهمی از کانال های اطلاعاتی که می توانند نقش
خود را در جهت ارتقای بهتر مقصد ایفاد نمایند به این شرح می باشند: پیام
های تبلیغاتی و ارتقای مقصد توریستی, اتحادیه های توریستی منطقه ای,مراکز
اطلاعات سفر, تبلیغات مسافرت انفرادی و گروهی, سمینار ها و سخنرانی ها,
بروشورها, پوسترها و علائم مربوط, وب سایت های مرتبط, بیلبوردها و تبلیغات
جلوی فروشگاه ها, گردشگران تکرار کننده مسافرت, کانال های مجازی و دوستان و
آشنایان.
سیستم گردشگری شامل سه قسمت مهم و اساسی می باشد که شامل موارد ذیل است:
- عناصر اصلی سیستم گردشگری
- اطلاع رسانی سیستم گردشگری
- مدیریت سیستم گردشگری
سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری
1-گردشگران, گردشگر در این سیستم گردشگری یک فاعل است.
2- عوامل جغرافیایی یا فضای جغرافیایی, شامل
ـ منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر)
ـ منطقه مقصد گردشگر ( علت وجودی برای گردشگری )
ـ منطقه حمل و نقل ( مکان های میانی برای رسیدن به مقصد )
3- فعالیت(یا کنش) گردشگری. می توانیم به عنوان دامنه تجارت ها و سازمان های درگیر در توزیع محصول گردشگری در نظر بگیریم.
هر
یک ازعناصر و عوامل سیستم گردشگری نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه
برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که گردشگری
اتفاق می افتد ، با یکدیگر در تقابلند. ( سایت اینترنتی)
ویژگیهای سیستم های اطلاع رسانی موثر در صنعت گردشگری
?
در این سیستم هر کانال عملکرد خاص خودش را دارد و گردشگران ممکن است برای
دستیابی به اطلاعات گوناگون از کانال های اطلاعاتی مختلفی استفاده نمایند.
مثلا برای تصمیم گیری راجع به این که در تعطیلات به کجا باید رفت ممکن است
گردشگر با دوستان یا اعضای خانواده خود مشورت نماید اما زمانی که به مقصد
رسید به کارهای دیگری نیاز دارد.
? کلیه کانالهای اطلاعاتی این سیستم
با یکدیگر مرتبط می باشند و به هم وابستگی درونی دارند درست مانند زمانی
که هر بخش آن مکمل بخش های قبل است و نوعی پیوستگی درونی در سراسر آن به
چشم می خورد.
? می بایستی به راحتی و با کیفیت بالا از طرق مختلف مثل
اینترنت و ... قابل دسترسی بوده و دارای محتوای اطلاعاتی غنی و موثری
باشند. دسترسی از طریق اینترنت مساله ای است که در اینجا مورد تاکید خاص
قرار دارد. غنا محتوا نیز می بایست جامع بودن, تفصیلی بودن, دقیق و موضوعی
بودن و چند زبانه بودن اطلاعات را نیز شامل شود.
دلایل لزوم مدیریت سیستم اطلاعات گردشگری عبارتند از:
?
گردشگران به منظور به دست آوردن اطلاعات و آسان سازی آن جهت تصمیم گیری
سفرشان نیازمند اطلاعات سازمان یافته می باشند. در حقیقت آنها نه تمایل و
نه وقت کافی دارند که اطلاعات پراکنده و ناقص , به ویژه سازمان نیافته را
جستجو کنند. به عبارت دیگر منظور یک گردشگر به دست آوردن اطلاعات هدف دار و
جهت یافته برای یک مقصد گردشگری که از بیشترین کمک در تصمیم گیری به
مسافرت و نیز لذت سفر برخوردار باشد.
? حاکمیت بر اطلاعات و جهت دهی
اطلاعات چنانچه بر کانالهای اطلاعات گردشگری, نظارت کافی انجام پذیرد. می
توان اثربخشی در هر یک از کانالها را در پدیده تصمیم گیری و رضایت مندی
گردشگران بالقوه و بالفعل نسبت به مقصد توریستی مورد نظر اریابی قرار دارد و
از این طریق نیازهای اطلاعاتی موثر مورد نیاز گردشگران در بازارهای هدف را
شناسایی نموده, نسبت به تصویرسازی مثبت یکپارچه از مقصد استراتژی های
مناسبی را اتخاذ نمود.
? اطلاعات یکپارچه و هدف مند نقش عمده ای در
توسعه همگانی و جامعه ایفا می کند. این عمل به خصوص در امر گردشگری بسیار
مهم می باشد. از آنجا که گردشگران, جامعه را به عنوان کلیت یا اجتماع
یکپارچه تلقی و مشاهده می نماید نه به عنوان یک جزء, بنابراین آنها که
سرمایه گذران و مشتریان دائمی آینده در بخش گردشگری می باشند, یکپارچگی و
تصویر مثبت ذهنی از مقصد گردشگری مانند ایران عامل مهمی در جذب آنان به
فعالیت گردشگری محسوب می گردد. پس از اگر سیستم اطلاعات را چنانچه تحت
مدیریت و کنترل فراگیر خود در آوریم تا به گونه ای که تصویری که می خواهیم
گرفته شود, باید استراتژی مطلوب جهت اداره و مدیریت از طریق فن آوری
اطلاعات و ارتباطات لازم در نظر گرفته شود.(خبرگزاری میراث آریا )
نقش مدیریت سیستم اطلاعات توریسم و گردشگری در جلب مشارکت مردم
امروزه,
مدیریت صنعت پیچیده ای چون صنعت توریست, تنها محدود به یک ساختار متمرکز,
یک سازمان, یک وزارتخانه یا یک هیات مدیره نیست, بلکه کلیه اقشار جامعه به
نوعی در مدیریت چنین سازمان هایی درگیر و سهیم می باشند و تنها با مشارکت
این گروه و تمامی مصرف کنندگان و ارائه دهندگان خدمات است که می توان
پویایی و هماهنگی این صنعت را در سطح کلان تضمین کرد. در این رابطه نظام
های اطلاع رسانی نقش بارزی ایفاد می نمایند و اصولا اگر به جامعه, اطلاعات
مورد نیاز داده نشود, آیا می توان انتظار داشت که در تحقق اهداف صنعت
توریسم و گردشگری مشارکت لازم را داشته باشد؟ آیا سازمانی که درهایش را به
روی جامعه بسته و خود را چون سلولی ایزوله و جدا از مرد می پندارد, می
تواند انتظار داشته باشد که به هنگام مواجه با تهدیدها, عموما به باریش
بشتابند و وی را از ورطه ای که در آن فرو افتاده است, نجات دهند؟ آیا چنین
سیستمی که خود را همواره در هاله ای اسرار آمیز از دید جامعه پنهان کرده
است, نه آمار و اطلاعاتی داده است و نه گزارش و ترازی برای مردمی که به
نوعی در عملکرد وی سهیم هستند, تنظیم کرده است, می تواند از عدم مشارکت
جامعه اظهار گلایه کند؟.(خبرگزاری میراث آریا )
هر صنعت و سازمانی که
چون قلعه ای تسخیر ناپذیر, خود را در حصار ها پیچیده باشد, دارای سیستم و
مکانیسمی است که هر گونه مشارکتی را دفع می کند و هر نوع مداخله ای را غیر
مجاز می شمارد اما توریسم و گردشگری به عنوان یکی از بخش های جامعه که با
تمامی اقشار تماس مستقیم دارد, دارای ساختاری کاملا انعطاف پذیر است و به
دلیل مواجهه همه روزه با تغییر و تحولات گسترده ای که در سطح دنیا روی می
دهد, نیاز به مشارکت تمامی گروه های ذینفع, در انطباق با شرایط جدید دارد
تا به ترتیب بتواند از هر نقطه قوت یا ضعف و از فرصت یا تهدیدی به نفع
خویش بهره ببرد.
روش تحقیق
این تحقیق به صورت تطبیقی, کتابخانه ای و
پرشسنامه ای با استفاده از روش آماری می باشد. از آنجائیکه تحقیق تطبیقی
شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها تطبیق شرایط و پدیده های موجود مورد
بررسی قرار می گیرد و می تواند شناخت بیشتر شرایط موجود را میسر سازد.
نتیجه گیری
در
دنیای امروز گردشگری به یکی از بزرگترین و سود آورترین بخش های اقتصادی
جهان تبدیل شده است, در واقع این صنعت آنچنان جریان سرمایه, در آمدها,
هزینه ها, توازن تراز پرداختی و سرمایه گذاریها را تحت تاثیر قرار داده است
که تا چند دهه پیش قابل تصور نبود و هم اکنون بیش از هر فعالیت اقتصادی و
صنعتی در جهان موجب حرکت و انتقال سرمایه شده و به رشد کشورهایی که اهمیت
این صنعت را دریافته اند کمک شایان توجهی نموده است و یکی از بزرگترین
انگیزه های بین المللی برای بیشترین سرمایه گذاری می باشد.
بعضی از
کشورهایی که از تمدنی کهن و آثار تاریخی غنی و تنوع اقلیمی و فرهنگی و وسعت
جغرافیایی مناسب برخوردار هستند جزء مهمترین کشورهایی هستند که صنعت
گردشگرشان از توان بالقوه ای داشته و همواره عدم توفیق در جذب گردشگران از
موضوعات مهم محافل فرهنگی, اقتصادی و پژوهشی و دستگاههای اجرایی حکومتها
بوده است. توسعه این صنعت در صورتی جامه عمل خواهد پوشید که رضایت خاطر
کامل گردشگران در طول مدت سفر, از ابعاد مختلف, تامین شده باشد. با توجه به
این که در صنعت گردشگری, نکته مهم رضایت گردشگر است و اینکه انتظارات او
بر آورده می شود یا خیر, ابتدا باید مشخص شود آن انتظارات چه هستند, سپس
باید اهدافی تعیین کرد و نیروها را در زمینه هایی که برای گردشگر مهمترین
هستند آموزش داده و از این طریق گام های اساسی در جهت جلب رضایت گردشگران
برداشت, چرا که رضایت گردشگر, منبع سود در یک منطقه است و مناطقی که نمی
توانند گردشگران را راضی نگاه دارند سود خود را در دراز مدت از دست می
دهند. این تحقیق در پی آن است که تاثیر متغیر های امنیت, هماهنگی بین
سازمانها, تبلیغات, وجود زیر ساخت ها و کیفیت خدمات را بر میزان رضایت
گردشگران مورد بررسی قرار دهد تا بدین وسیله با سیلقه و علاقه گردشگران
آشنایی حاصل شود و بدین طریق گامهای موثری در جهت پاسخگویی به نیازهای
گردشگران و بهبود ارایه خدمات متناسب با نیاز آنان به منظور تامین رضایت
آنها برداشته شود.
راهکارهایی برای توسعه صنعت توریسم و یا گردشگری
طی
سالیان سال صنعت گردشگری تقریبا بدون هیچ زحمت و دردسری رشد کرد و اکنون
با سهم 10 درصدی از تولید ناخالص داخلی جهان به عنوان یک صنعت مهم اقتصادی
به راه خود ادامه می دهد. با این حال, شرکت ها متوجه شده اند که دیگر نمی
توان تضمین کرد مشتریان, خود به خود جذب این صنعت شوند بلکه شرکت ها باید
خود به دنبال مشتری بگردند.
? تغییرات جمعیت شناختی نیاز به برقراری
قوانین متفاوت در بازارهای مختلف و نیز سیاست ایجاد فضای آزاد برای تبادل
سرمایه میان این شرکت ها را ایجاد می کند. و به قولی نیاز به تثبیت بازار
وجود دارد, و ما نیاز داریم که برای هر کس میدان عملکرد را تعریف کنیم زیرا
قوانین هر کشوری متفاوت از کشورهای دیگر است, و یا به قولی: تکنولوژی هم
برای مدیران دولتی هم برای بخش خصوصی نقش اساسی در روند تغییر دارد.
بنابراین, نوآوری و ابتکار عمل نیز عامل تعیین کننده ای در آینده این صنعت
به شماره می رود.
علت گردشگری تغییر دهنده, مساله و چالش اصلی سیاست
است, زیرا دولت ها بخش گردشگری را خیلی جدی نمی گیرند. شاید دلیل آن نرخ
رشد سریع این صنعت یا عدم آگاهی دولت ها از تعداد مشاغلی است که این بخش
تولید می کند یا اینکه علتش این است که توریسم با تفریح و سرگرمی مرتبط
است. بله این صنعت پراکنده و از هم گسیخته است, اما بدترین قسمت آن این است
که مردم در ورود به این بخش صحبت نمی کنند یا آن را به عنوان یک بخش کامل
نمی دانند, البته به جز گروه هایی که خود در این بخش مشغول به کارند.
در نهایت می توان به این نکات هم اشاره کرد که:
? کیفیت وب سایت ها را بالا بردن در زمینه های حاوی اطلاعات مفید, کاربر پسند و قابل اعتماد بودن برای جذب گردشگران بیشتر .
?
لینک کردن وب سایت های گردشگری و کشورهای توریستی به سایت های معتبر جهانی
در بخش توریسم و گردشگری برای افزایش دسترسی خارجی ها به این سایت ها و به
روز کردن اطلاعات موجود در این سایت ها.
? فراهم کردن کانال های
ارتباطی مناسب برای انتشار بیشتر اطلاعات مفید و قابل اعتماد به صورت منابع
چاپ شده جهت معرفی کشور به بازارهای خارجی.
? با توجه به آنکه بیش
از 70 درصد از گردشگران خارجی دارای تحصیلات دانشگاهی و یا بالاتر می
باشند, باید به این مورد توجه نمود که آگاهی دادن به آنها در زمینه های
مختلف از بسیاری مشکلات کاسته و رضایت این گردشگران را افزایش نیز می دهد,
پس پیشنهاد می شود گردشگرانی که وارد کشور می شوند اطلاعات مورد نیاز آنها
به طریقی ( مثلا در فرودگاه ها, هتل ها, آژانس های مسافرتی, مراکز گردشگری و
000) در دسترس آنها قرار داده شود.
? کاهش مسائل و قوانین مربوط به ورود خارجی ها و مساله صدور ویزا و مسائل قانونی در این زمینه پیشنهاد می گردد.
?
مساله حمل و نقل و رزرو هتل از سوی بسیار از گردشگران به عنوان مسائل عمده
گردشگری معرفی شدند, سرمایه گذاری و برنامه ریزی در زمینه افزایش هتل ها و
مسیر های ارتباطی نقاط مختلف کشور از جمله ضروریاتی است که سازمان میراث
فرهنگی و گردشگری کشور باید به آن توجه کند.
? تامین و جذب منابع انسانی, منابع مالی و سایر منابع لازم برای اجرای موفقیت آمیز موارد فوق
منابع1. Mill, RC.and Morrison AM.(1992) The Tourism System, 2nd edition, Prentice Hall International, London. (منبع شماره 9و 10)
2. Pearce, D. (1989) Tourist Development, 2nd edition, Longman, Harlow.
3. www.Touristy.blogfa.com
4. ماهنامه بین المللی ایرانگردی, جهانگردی هتلداری؛ مهر و آبان 1379
دیدگاه ها :
نظرات
آخرین ویرایش:
- -